شکرنعمت های خداوندگار

#تولیدی

#به_قلم_خودم

#همنوا_با_ابوحمزه

الهی چگونه شکرنعمت های بیکرانت رابجای آورم درحالی که قاصروناتوان هستم!!!
باچه رویی به درگاهت پناهنده شوم وطلب بخشش کنم درحالی که تومرا عزت بخشیدی وموردلطف ورحمتت قرار دادی ومن ناسپاس بودم وکفران نعمتت کردم!!!
افسوس آنطورکه لایقت بوده تورا بندگی نکرده ام،اما رحمت شاهانه تومرااجازه می دهد،تابه درگاهت سراپانیازآورم!!!
وبگویم از عمری که درراه غیرتوتلف شد،قلبی که امانت توبودوقدر ندانستم !!! جوارحی که می بایست به حمدوثنای تومشغول باشند به تملق وچابلوسی روزگارگذراندند!!!
میدانم امانت دارخوبی نبوده ام. واکنون پشیمان ازآنچه برمن گذشت به درگاهت پناه آورده ام!!!
آیااین وجودسراپاعیب وبی وفایی رابازهم می خری؟

باخدامعامله کرد

#تولیدی

#به_قلم_خودم

#وفات_حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها

#با_خدا_معامله_کرد

درروزگاری زندگی می کنیم،که معیار سنجش آدم هاپول وثروت،وهرآنچه این دورادربربگیرد می باشد. اگرپولدارباشی جایگاه اجتماعی ات بالای مجلس است واگرنداشته باشی جایگاه اجتماعی که هیچ ،حتی جواب سلامت راهم به سختی می دهند!!چنین آدم هایی نون رابه نرخ روز میخورند وبت پول پرستش می کنند. واگرهم مسیرشان نباشی لب به سرزنشت بازخواهندکرد.نوعی جاهلیت مدرن!!!

تاریخ ازاین قبیل جاهلیت رابارها درخوددیده است.بگذاربرایت ازبانویی بگویم که درروزگاری که اوج سیاهی بود.وبت های سنگی وچوبی به جای خدای یگانه پرستش می شد.وهمه ارزش هافراموش شده بود.ومعیار سنجش آدم هاثروت ودارایی بود،درخشید!!!همچون خورشیدی که نورش هنوزهم چراغ راه رهوان ایشان است.
درنگاه اودنیاوهرآنچه که پایان پذیر باشدبی ارزش بود.اوبه دنبال صداقت وانسانیت بود.وچه خوب انتخابی کرد!!!
به راستی که وقتی همه مردم خوب هستن توهم خوب باشی هنرنیست!!
درزمانی که تمامی قارون های عرب، خواهان وصالش بودند،او خواستار امانت وحیای محمد(صلی الله وعلیه وآله وسلم) شد.وچه سرزنش هاکه بخاطراین انتخاب نشنید!!!
امااوباخدای محمد(صلی الله وعلیه وآله وسلم)معامله کرد،نه تنهاتمام خطرات و مشکلات زندگی بااورابه جان خریدبلکه باحماسه ای(تمام غلامان وثروت ودارایی اش رایک جادرراه اسلام جاودانه کرد) به همگان ثابت کردکه مال دنیا،درچشم خدیجه (سلام الله علیها)به اندازه ارزنی نمی ارزد.
وخداوندبه پاس ایمانش،اورامادر فاطمه(سلام الله علیها)قرارداد.به راستی که عقل بشررا یارای درک وجود فاطمه نیست.
وچه مصیبت جانسوزوچه جراحت داغی است،زخم وفات چنین بانویی برای پیامبرگرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم). که دروصف خدیجه (سلام الله علیها)میفرمایند:ای خدیجه! خداوند متعال هر روز به وجود تو چندین بار به ملائکه اش مباهات می کند .
آری! خدیجه زنی بود که در اثر ایمان و فداکاری به جایی رسید که خداوند به او سلام رساند . اونه تنها این همه ناملایمات را تحمل کرد،بلکه تمام تلخی های سیاسی واجتماعی آن روز را که قلب نازنین پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را مجروح می ساخت ترمیم نمود، و وی را در ادامه سیرالهی اش یاری داد، و مایه آرامش شوهر گشت!!!

خرمشهرهادرپیش است.

#تولیدی

#به_قلم_خودم

#سوم_خرداد

#خرمشهرها_درپیش_است

قطعامرحله اول رفع فیلترتلگرام رابیادمی آورید؟ وحتماجمله تلگرام راخداآزادکرد.شنیده اید؟روزی این جمله چنان بزرگ نوشته می شدکه گویی فتحی رخ داده است!!به راستی فتحی رخ داده بود؟اگربشودفعالیت آزادانه کانالهای فاسد،باخبرپراکنی هایی سراسرفریب، وترویج خشونت وپرورش تروریست وبی بندوباری که کانون خانواده راهدف قرارداده اند،فتح نامید؟بله!!

ازاین قبیل فتوحات بسیارداشته به شکلی که اربابان این پیام رسان و دست نشانده های داخلی شان میلیاردهادلارهزینه وتبلیغات کردن تاتبدیل به جزیی اززندگی مردم شود!!!فتح یعنی همین،که مردمت رابا آنچه بیگانه می پسندد،چنان سرگرم کنی که حواسشان به تووشیوه مدیریتت نباشد،ومنافع کشورت را بدون هیچ مانعی دودستی به بیگانه تقدیم کنی!!
هروقت به این قسمت ماجرامی رسم ناخودآگاه جمله تفرقه بیندازوحکومت کن درذهنم تداعی می شود.
مثل معروفی است که به فیلیپ دوم مقدونی پدر اسکندر مقدونی نسبت داده شده و پس از او توسط ژولیوس سزار و ناپلئون بناپارت به عنوان یک استراتژی مورد استفاده بوده و البته موارد استفاده این استراتژی در طول تاریخ بسیار است. واینک درکشورمن وتو،عده ای در تلاشندازاین استراتژی استفاده کنند!!
بی خبرانی که ازغفلت مردم به نفع منافع خوداستفاده می کنند، ودم از آزادی اخباروغیرمحانه بودن آن می زنند!!این روزهاکه ازفیلترتلگرام قطع امیدکردند درصددآن هستندبارفع فیلتر ازتوتیترویوتیوب و… بازهم موجبات سرگرمی مردم رافراهم کنند.عجب موجوداتی هستندجماعت دست بوس کدخدا!!!
وچه فتحی شیرین ترازاین برای خود، ووژن های برترشان!!!
بهتربودبه جای گفتن تلگرام راخدا آزادکرداین جمله رابرجسته می کردند که تلگرام رادست بوس کدخداآزادکرد😎

هیات برسبک مغزانی که سرزمین بیگانگان راباپاره تن ایران یعنی خرمشهرمقایسه می کنندودم ازآزادی آن می زنند. وچه خوب وبه موقع پیرمرادما فرمود:#خرمشهرها_در_پیش_است.یعنی ای مردم حواستان باشد تاریخ تکرارمی شود.

#بنی_صدر#بازرگان#دست_های_نفوذ#کدخداپرستان#رخنه_کردن_جاسوس_افزارها_درزندگی_مردم.
ای مردم حواستان باشدکه باید سرزمین تان رااز وجودنحس دشمن پاک کنید. وبرای این فتح وآزادی جهان آراهابایدبه میدان بیایند.
به راستی که خرمشهرراخداآزادکرد.خرمشهری که سنگ فرش،خیابانهایش باسرخی خون سروقامتان دلیرمیهن رنگین شده است. خرمشهرسرزمینی به وسعت آسمان است که سینه های سوخته رادرآغوش گرم وسوزان خود جای داده است.خرمشهر،سرزمین محمدجهان آرااست.خرمشهرسرزمینی است که هرکوچه اش، همچون شقایقی داغدار،قصه داغی برسینه دارد؛قصه فراق،قصه مظلومیت،قصه تجاوز و…
سلام ودورت باد،خرمشهر!!آزادیت مبارک وآزادگیت جاویدان!!

برکت سحری

#تولیدی_به_قلم_خودم

#اولین_روزه_من

رمضان رادوست داشتم چون با ورودش همه چیز خاص می شد.اهل خانه دررفتارشان تجدیدنظرمی کردند. محبت هابیشترمی شد.پدرم همیشه می گفت:درماه رمضان مامهمان خدا هستیم وبایدآداب مهمانی رارعایت کنیم.ومن که کودکی 6ساله بودم تصورم ازآداب مهمانی این بودکه اگربازیگوشی کنم خداناراحت می شود.
بنابراین سعی می کردم دراین ماه،فوق العاده مهربان وباادب وحرف گوش کن باشم. خصوصابه پدرومادرم خیلی ابزارارادت می کردم. چون شنیده بودم که پدرم می گفت:خدابچه ای راکه به پدرومادرش محبت کند خیلی دوست دارد.ومن چون عاشقانه می خواستم سوگولی مهمانی خداباشم این نکته راآویزه گوش خودکرده بودم.
تااینکه یک روزسرماجرای بیدارشدن برای سحرکاسه صبرم لبریزشدواتفاقی که نبایدمی افتاد،افتاد.
مادرم عادت داشت همیشه خواهرو برادرهایم رابانارونوازش بیدارکند. اماسراغ من نمی آمد.هرچه به مادرم می گفتم مراهم بیدارکن رضایت نمی داد وهربار باگفتن اینکه برای توزود است،روز طولانی است اذیت می شوی مرا منصرف می کرد.
تااینکه یک روزانقدراصرارکردم که قبول کردمرابیدارکند وباخودعهدکردم حتی اگربیدارهم باشم بلندنمی شوم تا خودش صدایم کندوبه موهایم دست بکشدومراهم درسحرببوسد.روز موعود رسیدمادرطبق معمول خواهرو برادرهایم راصداکردتک تک رانوازش نمودوبوسه زدو جای بوسه مادر روی سرمن هنگام سحرطبق معمول خالی ماند.
همه رفتن برای خوردن سحری.ومن کلافه ازاینکه مادربدقولی کرده ومرا صدانکرده باقیافه ای درهم وعصبانی درحالی که دست به کمرداشتم، مستقیم رفتم سمت آشپزخانه وبی معطلی خطاب به مادرم گفتم چرا منوبیدارنکردی؟مگه قول نداده بودی؟
سکوت درآشپزخانه حاکم بودهمه بهت زده قیافه مرانگاه می کردند. باورشان نمی شداین واقعامن باشم.
پدرم سکوت راشکست وگفت:خانم راست می گه دیگه بچه، ای کاش بیدارش می کردی!! شماکه همیشه زحمت می کشی به اتاق بچه هامیری تک تک روصدامی زنی.نرگس روهم صدامی کردی.
مادرم گفت:آخه دیدم خوابیده دلم نیومد.پدرم گفت:حالاکه خودش دوست داره دلش رونشکن. این دفعه حتماصداش بزن تاازبرکات سحرهم استفاده کنه.
نمی دانستم برکت سحرچیست تصورم این بودشایدبرکت سحرهمان سفره رنگین سحری باشد.بنابراین بدون هیچ شکی باقیافه حق به جانب، درحالی که خودرابه آغوش پدرکه پشتیبانم بودنزدیک می کردم، گفتم:مگه من چقدرمیخورم که منو بیدارنکردین تاازبرکت سحراستفاده کنم؟!!
وباعجله وباحرص وولع خیزرفتم سمت سفره وشروع کردم به خوردن.می خواستم تنبیه شان کنم که چرامرابیدارنکردند.
خواهروبرادرم ومادروپدرم هرکدوم ازدیدن حالت وژست من به گوشه ای پناه برده بودندوبه پهنای صورت می خندیدن.
ومن همچنان که فکرمی کردم حق بامن است تامرزترکیدن درحال بهره بردن ازبرکت سحری بودم.
بعداپدرم رازبرکت سحررابرایم گفت.

رموزماه مبارک رمضان

#قلم_خودم

#فرازی_از_دعای_افتتاح

هرچه باارزش است دردل خودراز ورمزهایی دارد،که خواستنی ترش می کند.جهان باتمام مخلوقات درآن،ایام وسالهاوماه هاهرکدام در درون خود رموزی دارند.وازمیان ماه هاماه رمضان هم رمزورازخودراداردوازاین امرمستثنی نیست.
رمضان باتمام اصول وضوابطش می خواهدچندچیزرابه مابیاموزد.
اول:راه ورسم بندگی(که خود آداب دارد وادب، اینکه بتوانی هرچه مولاگفت بگویی چشم).
دوم: راه ورسم زندگی( اینکه هرچیزی درجای خودموثرومقبول است.)
سوم: بصیرت وشناخت زمان
واین رمزرادرادعیه این ماه می توان یافت.

اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَهٍ کَریمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ

خدایا ما با تضرع و زارى به درگاهت از تو خواستاریم دولتى گرامى را که به وسیله آن اسلام و مسلمین
وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ وَتَجْعَلُنا فیها مِنَالدُّعاهِ اِلى طاعَتِکَ
را عزت بخشى و نفاق و منافقین را منکوب سازى و ما را در آن دولت از زمره خوانندگان مردم بسوى اطاعت توقراربده

حرف ازنفاق ومنافق است!!!راز این فرازچیست؟
ناخودآگاه برگی ازتاریخ درذهنم ورق می خورد وکبوترخیالم به سال چهل هجری قمری مصادف بابیست ویکم ماه رمضان پرمی کشد.
چه خبراست؟همه جاشلوغ است؟ صدای گریه می آید!!!
نداآمدمولای اول شیعیان توسط شقی ترین فردبه شهادت رسیده است.
باشنیدن این حرف دلم می گیرد درفکرآن بودم که بعدازایشان چه کسی رهبری امت اسلام رابه عهده خواهندگرفت؟
شلوغی جمعیت وهمهمه شان افکارم راازهم پاره کرد.
صدای صلوات بلندشدگویاامام حسن مجتبی (علیه السلام) فرزندبزرگ امام علی (علیه السلام )همراه امام حسین (علیه السلام) به مسجد آمدند.به سمت محراب رفتندوبامردم درحال صحبت هستند.
بزرگان کوفه همه نشستندوامام خودرااینطورمعرفی می کند.
هرکس که مرامی شناسدکه می شناسدهرکس نمی شناسدبداندکه من حسن فرزندپیامبرهستم…
برایم جای سوال بودچراامام خودرافرزندپیامبرنامیدونفرمودحسن فرزندعلی(علیه السلام)؟؟؟
نگاهی به اطراف کردم جوابم راگرفتم.
بزرگان کوفه وریش سفیدان زیادی درجای جای مسجدنشستند.کسانیکه به خاطرکم سن وسال بودن امام ممکن است فکرجانشینی درسرداشته باشند،چون خودراباتجربه ترمی دانستند.
وروزی رسیدهمین بزرگان کوفه که جزاولین افرادی بودندکه باامام حسن علیه السلام بیعت کردند.تسلیم سربازان سرخ معاویه شدندوامام راتنهاگذاشتند.وعده های معاویه آنهارافریب دادبه حدی که حاضربودندامام رادست بسته به معاویه تحویل دهندوپاداش بگیرند.
وبرای رسیدن به این حاجت چه دروغ هاکه گفته نشدوچه جنگ داخلی وروانی که همین هاایجادنکردند!!!
وسرآخرامام بخاطرحفظ اسلام. وجان شیعیان تن به صلح بامعاویه داد.
وننگی دیگردرکارنامه مردم کوفه ثبت شد.
فکرش هم ازدرون جگرم رامی سوزاند.بمیرم برای غربت امام حسن(علیه السلام).
به راستی چه رازی است میان:رمضان،امام حسن(علیه السلام)،دعای افتتاح وامام زمان عج.
گویاخدامی خواهدبه ماباتکرارهرشب این دعادرماه مبارک اتفاقاتی که برامام حسن (علیه السلام )گذشت راگوش زدکند.که مبادابامهدی(عج) هم اینچنین رفتارکنید!!!
حواستان باشدکه فریب ظواهردنیاووعدهای دروغین معاویه زمان رانخوریدمباداامام زمانتان راتنهابگذارید؟

 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی