موضوع: "دوران مزاجی"

مطمئنااین اگهی هارا زیاد دیدیدمخصوصازمانی که دنبال کارمی گشتید...

به یک فروشنده خانم مجردباروابط عمومی بالانیازمندیم….

به یک منشی خانم باروابط عمومی بالاومسلط به کامپیوترنیازمندیم….

به یک منشی خانم جوان نیازمندیم…

به یک وزیتورخانم جوان باروابط عمومی بالانیازمندیم….

 

قطعافرویدرامی شناسیداگرنه لابداسمش راشنیده اید،راسل راچطور می شناسید؟تابه حال نظریاتشان رامطالعه کرده اید؟!!!

زیگموندفروید،روانکاواتریشی که به پدرروانکاوی غرب شهرت داردبرای چاره جویی مشکل امنیت زن،غرایزجنسی رابه گونه ای تحلیل کردکه نتیجه آن ترویج فرهنگ برهنگی بود.وی وجودهرگونه محدودیت میان زن ومردراعاملی برای تشدیدبیماری روانی قلمدادکردوراه چاره راآزادی جنسی برشمرد.

(فرویدوفرویدیسم،فیلیسین شاله،ترجمه اسحاق وکیلی،مکتبهای روان شناسی ونقدآن،دفترهمکاری حوزه ودانشگاه،انتشارات سمت،ص261-402

پس ازاوکسان دیگری مانندبرتراندراسل بااودراین طرح همنوا شدند.راسل می گوید:اگربرهنگی مدروزمی شدمسلماًمردان ازدیدن بدن برهنه ی یک زن دچارتحریک نمی شدند.

زناشویی واخلاق،برتراندراسل،ترجمه مهدی افشار،بخش هشتم،ص134

 

این نشأت گرفته شده ازهمان تمدن منحط غرب است که خیلی هاسنگش رابه سینه می زنند وقبولش دارند..

به قول شهیدمطهری ماقبول داریم ناکامی جنسی عواقب وخیمی به دنبال دارد امابرای پاسخ دادن به این نیازراهش برداشتن قیوداجتماعی نیست چون مشکل که حل نمی شود دوبرابرهم می گردد.

نتیجه برداشته شدن قیوددرباره غریزه جنسی مساویست بانابودی مفهوم واقعی عشق….عشق جای خودش رابه هرزه شدن طبیعت وبی بندوباری میدهد….اماآنچه که آقایان روانشناس غرب ازآن غفلت کردند این است که هرچه عرضه بیشترشود میل به تنوع هم افزایش پیدامی کند،پس بارنگارنگ شدن خانم هاوآزادی روابط زن ومردنه تنهاغریزه شهوت درمردهاآرام نمی گیرد بلکه تنوع طلب ترهم می شوند…

همین امرباعث شدتا«راسل درهمان کتاب زناشویی واخلاق اعتراف کند که عطش روحی درمسائل جنسی غیرازحرارت جسمی است آنچه باارضاءتسکین می یابدحرارت جسمی است نه عطش روحی.»

کتاب مسأله حجاب شهیدمطهری،ص114

 واقعاچراوقتی عرض مدت کوتاهی پی بردند عمل کردن خلاف طبیعت انسان نه تنهاباعث آرامش اونمی شود بلکه اورابه تباهی می کشاند هیچ عکس العملی جهت جبران یاجلوگیری ازفسادانجام ندادندتاجامعه شان بیش ازاین ضربه نخورد درعوض افکارمسموم خودشان رابه کشورهای دیگر منتشرکردند.؟!!!!!

انچه که درتاریخ ثبت شده (بادقت بخوانید)

انگلیس وآمریکابیش ازکشورهای دیگه مستعمره داشتندونظریه فرویددرست همزمان بودبه دوران رشدسرمایه داری دراروپاوآمریکا…موج تحول فنی واقتصادی سراسراروپارافراگرفته بودروزانه هزاران جوراب درکارخانه هاتولیدمی شدوچون پوشش ملی زنان اروپایی شبیه به لباس محلی زنان روستایی مابودوازطرفی کارخانه هابیش ازمصرف داخلی تولیدمی کردندآن همه جوراب درداخل مصرف نمی شد آنها به این نتیجه رسیدندکه باتبلبغات وفراوانی جنس های لوکس وزینتی ذائقه مردم راتغییردهند .وبه تدریج فرهنگ ملی کشورهاکهنه شدومردم مصرف کننده کالاهای جدیدشدند.(استحمار،ص88)

ویل دورانت می نویسد:آزادی زن ازعوارض انقلاب صنعتی بود….یک قرن پیش درانگلستان کارپیداکردن برای مردان دشوارگشت امااعلانیه هاازآنان خواست تازنان وکودکان خودرابه کارخانه بفرستید.(لذات فلسفه،ص158-159)

وچنین شدکه آدمخواران صنعت اروپاترجیح دادنددوکارانجام دهند:

1-موادخام راازکشورهای استعمارشده غنیمت ببرند.

2-بجای پول به آن کشورهاکالاهای مصرفی بدهند.

وازآنجاکه حجم مصرفی این  کشورها(کشورهای تحت سلطه اروپاازجمله خاورمیانه،شرق آسیا،شمال آفریقا)نتوانست حجم انبوه تولیدات راجذب کند.آنان تصمیم گرفتندمردم راچنان مصرفی سازندکه برای خریدجنس های خارجی لوکس ازهم سبقت بگیرند.البته اجرای این نقشه باموانعی روبه روشدیکی ازموانع افرادتحصیل کرده ونسل معترض کشورهابود؛نسل فریادگربین 18تا25سال که بزرگ ترین نیروی هرقوم وقوی ترین اهرم جسمی وروحی یک ملت شمرده می شود.نسلی که هم دغدغه آزادی اجتماعی وفکری داردوهم بحران جنسی…(خودآگاهی –استحمار،ص88)

چطورمی شدآنان راآرام یاتخدیرکردتاتهدیدی برای منافع سرمایه داران نباشند؟!!!!

درچنین شرایطی فردی فرویدنام درمجامع علمی سربرافراشت وفریادزد:ای همه زنان جهان به زودی لایحه آزادی شماتصویب می شود…چرابایدمردان ازنعمت رایگان طبیعت(زن)بی بهره بمانند!!!!!آیادست آفرینش زن راباآن همه زیبایی وتوانایی دراسارت خانه وپوشش آفریده است؟!!!

بااین طرح صاحبان پول وسرمایه خودرابه پیروزی نزدیک دیدندوتصمیم گرفتندهمان اندازه که برای تولیدوصدورکالاسرمایه گذاری می کنندبرای ترویج وتثبیت نظریه آزادی جنسی هم سرمایه گذاری کنند.

وبرای رسیدن به این خواسته چندموضوع راسرلوحه کارشان قراردادند:

1-ازمیان برداشتن مرزهای اخلاقی میان زن ومرد

2-محدودیت میان زن ومردراامری برخلاف توسعه اقتصادی جلوه دادن

3-کنارگذاشتن پوشش های مذهبی،ملی ومحلی

4-زمینه سازی وسیع برای اشتغال زنان درکارخانه بانام آزادی زن

وبلاخره بعدازچندسال برنامه ریزی وسرمایه گذاری بزرگترین نیروی سدراه آنها(گروه سنی 18-25)بهترین مشتری طرح های استعماری شدند.فریفته شدن جوانان به جایی رسیدکه رئیس جمهوراسبق آمریکاکندی درشکایت ازوضع جوانان آمریکامی گوید:ازهرهفت جوانی که درآمریکابه سربازی گسیل می شود6نفرشان نالایق وسست عنصرهستندوبه نظرمن علت این فلاکت افراط درشهوترانی است که استعدادهای بدنی ودرونی آنهاراکاسته است.(خوداگاهی-استحمار،ص88)

آنهابه بهانه آزادی زن ازقیدوبندهم زنان رادربندکردندوهم مردان را،نقشه ماهرانه طرح ریزی شده بودآنهامی خواستندازنیروی مردوزن درراه سیاست های خوداستفاده کنندوبرای این کارمی بایست تنوع طلبی مردهابه ده هابرابرافزایش می یافت وزنان هم بایدطوری تربیت می شدندکه کامجویی ازانهاآسان گردد.واین شدنی نبودمگرباازبین بردن هرگونه حجاب وعامل مصونیت آوربرای زن ومحدودیت زابرای مرد.

کارخانه داران انگلیسی واروپایی باترویج نظریه فرویددومنظورداشتند:

1-بی بندوباری ومصرف گرایی راگسترش دهندونسل جوان رابه راحتی به دام بیاندازندتاجلوی اعتراضشان رابگیرند.

2-به نام آزادی زن راازخانه به کارخانه بکشندوازقدرت بدنی اوبامزدکمتر سود جویند. هم حقوق کمترمی دهندوهم ازاندام وویژگی های زنانه اودرفروش وتولیداجناس بهره ببرند.

بابیرون کشیده شدن زن هاازخانه وکاردرمراکزتولیدی نظام خانواده رامتزلزل کردندوآمارطلاق وجرایم فسادفرزندان که ازسایه پدرومادرمحروم بودندافزایش یافت سیاستمداران اروپایی ابتداخواستندازشدت این بحران کم کنندولی بعددانستندکه وجوداین اوضاع آشفته ازجنبه های دیگربه نفعشان است هرزن مطلقه چون جایگاه امن خانواده راازدست داده برای تأمین زندگی پناهگاه اقتصادی نداشته وبرای کاردربیرون ازخانه احساس نیازبیشتری می کندپس باکمترین حقوق هم دم برنمی آورد.

ازطرف دیگرفروش اجناس وقتی زنی اداره کننده فروشگاه باشدبیشترخواهدشد….

طی این نیت های شوم آمیختگی وتماس زن ومردگسترش یافت وپوشش های ملی به دورافتادتاجایی که زنان درکارخانه هابایک زیرپوش مشغول کارشدندوبسیاردلخوش بودندکه به آنهااجازه دادنددوشادوش مردهادرکارخانه هافعالیت کنند.

(تأثیرانقلاب صنعتی درتباهی زن،حجاب ابوالاعلی مودوری)

ازاین سودرشرق هنوز12سال به مرگ فرویدمانده بودکه درسال1306ش/1927م امان الله خان حاکم وقت افغانستان ازسفراروپایی خودبه کشورش بازگشت وتئوری بی حجابی زنان رادرافغانستان اعلام کرد.

سال1313ش/1934م آتاتورک نیزپس ازسفربه اروپاچنین کرد.(درترکیه حجاب راممنوع ساخت)یک سال پس ازاین درایران رضاخان درپی ملاقات باآتاتورک درترکیه فرمان کشف حجاب رادرسال 1314ش/1935م (4سال قبل ازمرگ فروید)اعلام کرد.

(برای مطالعه بیشتردراین باره رجوع کنیدبه کتاب حجاب وکشف حجاب درایران.)

این طورکه درتاریخ ثبت شده بعدازنظریه فرویدوراسل که اگربرهنگی مدروزشودزنان به امنیت وآزادی دست خواهندیافت ومردان نیزآرام می شوندغربیان هم پوشش رابرای زن منع کردندبااین وجو د،زنانشان که به سلامت روانی دست نیافتندهیچ مردانشان هم آرام ترنشدند…

واین نظریه چه بلای خانمان سوزی بود….زنان به طمع دستیابی به آزادی وآرامش بیشتردردام کارخانه داران گرفتارآمدند… به قول ویل دورانت «زن راازبندگی وجان کندن درخانه رهانیدوگرفتاربندگی وجان کندن درمغازه وکارخانه کرد»(مطهری،1388، نظام حقوق زن در اسلام، ص17) زنی که می بایست باخواستگاری وتقاضای صادقانه ازاوبخواهندتارویی نشان دهدامروزدرموقعیتی قرارگرفته که بایدخودالتماس کندتاگوشه چشمی به اوتوجه شود….وجودارزنده وپرمحبتی که یک زمان هرمردی دراه تصاحب اومی بایست به بلوغ ووارستگی می رسیدامروزتبدیل به کالای کم ارزشی گردیده که دست هرهرزه بچه ای به دامن او می رسد….

اززنی که تاحدی درکاشانه خودازآرامش نسبی وارزش برخورداربودموجودی ساختندکه فقط به این خاطرموردتوجه قرارمی گیردکه به گفته نیچه«لذت دهنده به مرداست وهیچ ارزشی ندارد»

 بااستفاده ازکتاب رازیک فریب نویسنده یوسف غلامی

 

واین نیرنگ تاریخی همچنان درحال تکرارهست….

به یک فروشنده خانم مجردباروابط عمومی بالانیازمندیم….

به یک منشی خانم باروابط عمومی بالاومسلط به کامپیوترنیازمندیم….

به یک منشی خانم جوان نیازمندیم…

به یک ویزیتورخانم جوان باروابط عمومی بالانیازمندیم….

 

تاکیدبه جوان بودن داشتن روابط عمومی بالاواغلب خانم بودن ومجردبودن کمی جای تأمل داره…کجاست تساوی حقوقی که ازش صحبت شد؟!!!کجاست امنیت وآرامش جنسی وروحی که به این وعده زن روهمچون عروسک خیمه شب بازی به دست گرفتید؟!!!!کجاهستند آن همه مدعی!!!!! آیاخداتنهاهدفش ازخلقت زن همونی بودکه اونها فهمیدند؟!!!!

 

غربیهادرزمینه شناخت طبیعت زن وچگونگی برخوردباجنس زن،دچارافراط وتفریط بوده اند.اساسانگرش غربی نسبت به زن،یک نگرش مبنی برعدم برابری وعدم تعادل است.شمابه شعارهایی که درغرب داده می شودنگاه کنید،این شعارهاپوچ است وحاکی ازواقعیت نیست.

(مقام معظم رهبری،1376،زیبایی نژاد،سبحانی،1390،صص197-200) 

فرآوری:طوفان واژه ها

 

چطورگرفتارتلگرام شدیم؟!!

هواتاریک وغبارآلودبود.محیط رانمی شناختم.نفس کشیدن درآن هوابسیارسخت بود.درآن سال همه همینطوربودن،کسی محیط رانمی شناخت.انگاری صوری دمیده شدوهمه رامسخ کرد ویکی پس ازدیگری وارداین سرزمین شدند.سرزمینی ناآشنا.نه تابلویی نه راهنمایی. آداب مردمش بامافرق می کرداوایل سازگاری درآن مشکل به نظرمی رسید،اماکم کم خودراباآن سازگارکردیم.

مردمان آن سرزمین خودرادوست نامیدندوماباورکردیم آنهامی توانن دوست ماباشند.

چیزی نگذشت که ماهم جزی ازآن سرزمین شدیم.

بعضی برای فرارازتنهایی به آن پناه آورده بودند.بعضی برای اثبات خودوساختن رویاهایشان درآن سرزمین قدم گذاشتند.بعضی به جهت روشنگری وایجادتابلو ونشانه درآن سرزمین منزل گرفتند.

ومن لابه لای آنهاچکارمی کردم نمیدادم شایددنبال راهی بودم برای نجات.نجات خود یادیگران!

آنچه مسلم است ازنزدیک شاهدپرپرشدن گل های سرزمینم بودم .گلهایی که با وعده های پوشالی (تجارت روسپی) آنان راواردان آن سرزمین کردن وپس ازمدتی طراوت گل هاراگرفتندویکی پس ازدیگری ازبین رفتندیابه سرزمین های دورصادرکردن!!

واقعیتی است تلخ که درزندگی امروزمااتفاق افتاده کمترکسی است که این روزهاباآن سروکارنداشته باشد.

سرزمینی که یک روزی با نام جعلی قالب مان کردند وامروزهم بافریب مانع خروج مردم ازآن می شوند.

گروهی ازمردم چنان مسخ آن سرزمین وآداب وظواهرش شدن که دل کندن برایشان سخت است وهرسرزمینی جزآن رالعن می کنند.

جمعی دیگرکه بیشترین ضربه دراین راه رامتحمل شدن درکنج تنهایی خودخزیدندوبه زمین وزمان بی اعتمادند.

به راستی چطوربه اینجارسیدیم؟

که حضوردرسرزمینی اینطور زندگی مان راتحت شعاع قراردهد.مایی که قراراست زمینه سازحکومت منجی باشیم باحضوردرسرزمینی ناشناخته هویت خودمی بازیم ومستاصل می شویم!!!

ماباحضوردرسرزمین ناشناخته وبدون آگاهی ازعواقب آن وبعضی باحرفهای مردم فریب ونشنیدن کلام ولی زمان،کار رابه جایی رساندن که صاحبان سرزمین ناشناخته دارایی مان،هویتمان،سرزمین وآداب ورسوم ماراهدف قرارداده اند.

آیابهترنیست قبل رفتن به هرمحیطی تمامی جوانب رابسنجیم وتوشه راه مهیاکنیم وبعدعزم سفرکنیم؟

چرااجازه می دهیم بیمارشویم وبعدپی درمان باشیم؟به راستی پیش گیری امری عاقلانه نیست که هیچ کس بدان اهمیت نمی دهد؟

کجایندامثال آوینی هاکه جان راکف دست گرفتن تابه جماعت مدعی بفهمانندمفهوم سینمای انقلابی را.جماعتی مدعی که تکنولوژی غربی رادرچارچوب دین نمی پذیرندودین رادرحدآن نمی دادندوبرعکس دین راباچارچوب واصل ومعیارغربی براندازمی کنن.

حکایت حال این روزهای ماحکایت قوم بنی اسرائیل است که درغیاب موسی به گوساله پرستی روی آوردندومسخ زروسیم ووعدخ های سامری شدند.

اسم آنان راهرچه بذاری سزاواراست جزانکه بگویی روشنفکر

آنان روغنفکرانی هستن که اربابانشان ازچربی اضافی فکرشان خوراک چرب وچیلی برای هوادارانشان آماده می کنن.

کسانیکه خودرامدعی همه کس وهمه چیزمیدانندودرهمه چیزصاحب نظرند…

بی خبران مفهوم تکنولوژی رانفهمیده وبه قصدزروسیم وعافیت جیبشان دم ازدلواپسی حقوق مردم می زنن وادعای بی پرده سخن گفتن دارن…

زهی خیال باطل…

به قلم:طوفان واژه ها

 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی