حجم تنهایی تو

چگونه بنویسم درحالی که قلم ازتوصیف حالم قاصر است.ازچه بنویسم؟که آهی بلندنشودوقلبی نسوزد؟!!!ازکدامین واژه هاشروع کنم که هوای دلم راطوفانی ترنکند؟!!!

می نویسم ازغربت وتنهایی!!! مگرمی شودازغربت وتنهایی نوشت؟!!درحالی که خودباعث غربت وتنهایی شماهستیم.😭

بی وفایی؟!!چگونه ازبی وفایی مردمان بگویم.درحالی که سال هاست خودنسبت به شمابی وفایی می کنیم. انقدرسرگرم آمال وآرزوهایمان شده ایم که گویی نسبت به شماتعهدی نداریم!!! گویی هیچ گاه پروردگارم برای پذیرش ولایتتان ازما عهدنگرفته واصلاجدتان درباره دومیراث گرانبهایش ماراسفارش نکرده است. چنانکه ازاین بی وفایی هابه شیخ مفیدگلایه کردیدکه به مابگوید:《از عهدشکنی‎ها و پشت‌ سر گذاشتن عهد و پیمان‎ها با اطلاعیم(که همین عوامل موجب بدبختی و دوری شما از حریم ولایت شده است). گویی اینها از لغزش‎های خود خبر ندارند، با همه گناهان، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.》

ازچه بگویم که گفتنش مرابی تاب نکندوکارد رابه استخوانم نرساند؟!!!

دروغ وفریب!!!چگونه می توانم ازدروغ وفریب بنویسم درحالی که این دوواژه بامعاویه وحیله هایش عجین شده است!!! مگرمی شودازدروغ وفریب نوشت واز معاویه هاو عمروعاص هاوابوموسی اشعری ها نگفت!!! مسلمان نماهایی که باوجوددرک امام معصوم درکی ازجایگاهش نداشتند!!! نه تنهاحرف امام برایشان حجت نبودبلکه بخاطرمنافع خودشان هم که شده به اودروغ می بستندونتیجه نافرمانیشان رابه او نسبت می دادند. وجامعه اسلامی رادچارخسارت وبحران می کردندولی ازپذیرش عواقب خطای خود سرباز می زدند!!!!

جهل!!!!مگرمی شودازجهل گفت ولی به کلام تاریخی معاویه (خطاب به عمروعاص:که ازذالفقارعلی(علیه السلام) بُرّنده ترسراغ داری!!!!عمرعاص گفت:بله،جهل مردم!!!)اشاره نکرد.جهلی که دشمن امام معصوم رابه همین وسیله زمین گیرکرد.امامت جامعه را ازاو گرفت ومردمان راتاابدیتیم کرد.ویتیمی ماواین جهل گویاسر درازدارد.یاهنوزازجهل خارج نشده ایم؛یاهنوزباورنداریم که بی شمایتیم هستیم وبایدکاری کرد!!!

نمی شودگفت این یاآن یقیناهردو.چراکه اگرجهل نبود دشمن باهوچی گری این همه سال ماراسرگرم ابزارهای خودش نمی کردوماقطعاباخواستن شماتابه حال می بایست به شمامی رسیدیم.افسوس که نرسیدیم،چون سرمان گرم است همچون کودکی که وقتی سرگرم بازیست به چیزی جزبازی وخوش گذرانی فکرنمی کند.

سکه وطلا!!!عجیب داغ می زندبردلم این ابزارخوشی دنیایی!!! وچه بسیارکسانیکه آن راهمچون بت پرستش می کنن وبرای وصالش به هرراهی متوسل می شوند.می کشند،به غارت می برند،استعمارمی کنند ودرآخرچون پول وسکه دارند،جنایاتشان دیده نمی شود.ودرچشم برهم زدنی جای جلادوشهیدعوض می شود.همچنانکه بعدازشهادت جدتان امام علی(علیه السلام)درمحراب نماز،مردم گفتند:مگرعلی نمازمی خواند؟!!!

به راستی چه جهلی است این جهل که تاهست جنایت هم هست!!! تاهستندمردمان فراموشکار که به راحتی گذشته رافراموش می کنند؛تکرار تاریخ هم هست.بازهم بستن دست علی وکشان کشان بردنش برای بیعت وسکوت مردم.بازهم اجبارحسن برای پذیرش صلح وسکوت مردم وبازهم بردن حسین به قتلگاه وسکوت مردم…

وبازهم ندای هل من ناصرینصرنی مولا (آیاکسی هست مرایاری دهد؟!!!) وسکوت مردم…

زمانه عجیبی است آقاجان!!! درحالی انتظار فرجتان راداریم که قدمی برای آمدنتان برنمی داریم!!! برعکس برای نیامدنتان درآسیاب دشمن آب می ریزیم!!! دشمن به سربازان واقعی سپاهتان می تازت؛ ومابجای دفاع ازسربازان این سرزمین که حافظان خاک ومرزو بوم این کشورهستند؛دیپلماسی لبخندپیشه می کنیم یادرسکوت انواع معاهده هارابه امضاءمی رسانیم.

که چه بشود؟!!!شایدگشایش کارهادردستان کدخدا ست ونعوذبالله فرج شماگره گشای مشکلات نیست!!! که اگرباورداشتیم گره گشاست برای فرج شما هرچه زودترکمرهمت می بستیم. 

ای کاش مجلس مان برای زمینه سازی ظهورشمادر ۲۰دقیقه قانونی راتصویب می کرد!!! تاهمگان برای این امرمهم به خط شوند!!!

ای کاش تمام این صفحات تاریک جهل که تاریخی شوم به آیندگان نشان خواهدداد فقط خواب باشد. ومادرزمره کسانی باشیم که درکنارشماصفوف شیاطین رامی شکافیم.ودرجهت برقراری عدل وتبیین اسلام ناب یاریتان بدهیم.

دعای ماکنیدمولاکه دراین وانفساه بسیاربه دعای خیرشماونگاه ولایی تان محتاجیم.

التماس دعا

قندحرام است؟!!!

⛔حتمااین متن رادیده اید:《ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﻠﻪ ﻗﻨﺪ، ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﻏﯿﺮﺷﺮﻋﯽ ﺍﺳﺖ. ‏ﺍﻓﺮﺍﻃﯿﻮﻥ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺍﻟﮏ ﺷﺪﻩ ﻭ ﮐﻠﻪ ﻗﻨﺪ ﺭﻭﺳﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ! ﻋﻠﺖ آن هم :ﻧﭙﺮﺩﺍﺧﺘﻦ ﻭﺟﻮﻩ ﺷﺮﻋﯽ ، ﺗﻮﺳﻂ ﻭﺍﺭﺩﮐﻨﻨﺪﻩ ﻗﻨﺪ! ” ﭘﺮ ﻭﺍﺿﺢ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭﺟﻮﻫﺎﺕ ،ﻣﻮﺟﺐ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺣﻼﻝﮔﺮﺩﺩ ، ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻁ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﺎﯼ ﻏﺴﻞ ﮐﻨﻨﺪ.》

⁉️اماواقعیت ماجراچیست⁉️

👈اواسط دوران قاجار،ایران بازاری بودبرای فروش محصولات غربی😞

◀️ايران در اواسط دوران قاجاريه از نظر اقتصادي وضعيت مطلوبي نداشت و اين نابساماني ايران را مستعد نفوذ اقتصادي بيگانگان مي‌نمود.

↩جرج کرزن سياستمدار انگليسي اقتصاد ايران را در آن برهه زماني اين گونه توصيف مي‌کند: «گذشته از اشياء تجملي غربي‏ که طبقات بالا به آن معتاد شده‏ اند، پوشاک همه طبقات جامعه، از مردان گرفته تا زنان، جملگي از غرب وارد مي‏شود . ابريشم، ساتن و ماهوت براي طبقات‏ اعيان و قماش نخي و پنبه‏‌اي براي همه طبقات. لباس يک روستائي ساده از منچستر يا مسکو مي‏آيد و نيلي را که همسر او بکار مي‏برد از بمبئي وارد مي‏شود. در واقع از بالاترين تا پايين‌ترين مراتب اجتماعي بطور قطع وابسته و متکي به کالاهاي غربي شده‌‏اند»

↩رابرت گرنت واتسن نيز درباره اقتصاد اصفهان مي‌نويسد: «شهر نامي اصفهان ديگر آن پايتخت باشکوه دوره صفويه نيست. سير انحطاطي آن از محوطه‏ هاي‏ بزرگ خالي که در دوران رونق خود سراسر کوچه و بازار و بنا بود اينک آشکار است. بخش عمده بازارها و محلات ويران و خالي از سکنه‌ است و اين‏ مي‏رساند که در روزگار پيشين چه شکوهي داشته‌ است».

↩ اوژن فلاندن باستان‌شناس فرانسوي پس از بازديد از اصفهان در ۱۸۴۰ مي‏نويسد: «از کارخانجات نساجي و اسلحه‌‌سازي و زربفت و مخمل‏ ايران که روزگاري محصولات آن به تمام مشرق زمين صادر مي‏شد، خبري‏ نيست و همه نابود شده‌اند. محصولات ايران از بين رفته و بويژه همجواري با انگلستان نتيجه شومي بخشيده‌ است. زيرا مقدار زيادي محصول را به بهايي‏ بسيار نازلتر از آنچه در خود ايران ساخته مي‏شود در بازارهاي ايران بفروش‏ مي‏رسانند.»

⛔درچنین وضع اسف باراقتصادی علماء وروحانیون وارد میدان می شوندمی پرسیدچطورپس ادامه رااز دست ندهید.👇👇👇👇👇

علماءو روحانيون با درک اين مسئله و بصيرت تاريخي و با کمک، همکاري و همياري توده مردم بارها مقابل سلطه اقتصادي بيگانگان ايستاده‌اند و قيام تحريم تنباکو و مخالفت با قرارداد رژي يکي از آنها بوده است. ناصرالدين شاه که در سفر به اروپا در سال 1890 اين قرارداد 15 ماده‌اي را با شرکت رژي منعقد کرد که مهم‌ترين مفاد آن انحصار خريد و فروش تنباکو در ايران توسط شرکت رژي بود.

ميرزاي شيرازي در عراق با کمک شاگردان و علماي بزرگي همچون آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري و ميرزاي آشتياني در تهران، آيت‌الله حاج شيخ محمدتقي نجفي (آقا نجفي اصفهاني) در اصفهان، ميرزا جواد آقاي مجتهد تبريزي در تبريز و مرحوم سيد علي‌اکبر مجتهد فال اسيري در شيراز به مبارزه پرداختند و با صدور فتواي مشهور خود همکاري و عدم استعمال تنباکو توسط مردم، ناصرالدين شاه را مجبور به الغاي اين قرارداد نمود.

در حقيقت الغاي اين قرارداد ضربه سهمگيني بر پيکره استبداد داخلي و استعمار خارجي وارد کرد که حتي توانست تا حدودي سرخوردگي شکست ايران در دو دوره جنگهاي ايران و روس را التيام بخشد و به گفته ادوارد براون در کتاب انقلاب ايران: «واقعه انحصار تنباکو را بايد مبدأ تاريخ بيداري و آغاز دوره و مرحله نو ايران در حوادث اجتماعي دانست.»

اما آنچه که لازم است اشاره شود اين نکته است که قيام تحريم تنباکو قيامي خلق الساعه و ناگهاني نبود و اين قيام داراي پيش زمينه بوده است. آيت‌الله شهيد شيخ فضل‌الله نوري که از شاگردان ميرزاي شيرازي بود و پس از تحصيل در سامرا در تهران سکني گزيده بود، در سال 1306 ه.ق. و تقريباً سه سال قبل از قيام تحريم تنباکو در نامه‌اي از مرحوم ميرزاي شيرازي تکليف مردم را در برابر نفوذ اقتصادي اجنبي استفتاء مي‌کند و جواب استفتاء را در قالب رساله جوابيه با تاکيد بر اينکه عبارات از خود ميرزاي شيرازي است انتشار مي‌دهد.

«در جواب سوال از قند و غيره، آنچه نوشته بوديد از ترتب مفاسد بر حمل اجناس از بلاد کفر به محروسه ايران … ، صواب، و هميشه ملتفت به آنها و اصناف آن، که مايه خرابي دين و دنياي مسلمين است بوده‏ و از اقدام شما در تهيه دفع آنها که بايد از محض غيرت دين و خيرخواهي مسلمين باشد، زياده مسرور شدم. و البته به هر وسيله‏اي که ممکن باشد رفع اين مفاسد بايد بشود ... ولکن عجيب است از اقبال درخوردن مثل قند مجلوب از آن حدود، با شيوع اين همه اخبار؛ چنانچه اينجانب محض استماع، از اين قذارات بالطبع متنفر و از خوردن آن مانبت مي‌کنم انشاء الله تعالي. مورد مذکور، باب سياسات و مصالح عالم است و تکليف در اين باب بر عهده ذوي الشوکة از مسلمين است که با عزم محکم مبرم در صدد رفع احتياج خلق باشد به مهيا کردن مايحتاج آنها. چه رجا ترک اموري که در ازمنه متطاوله عادت شده، از اهل اين زمان نيست و منع فرمايند نفس خود و رعيت را از آن بلکه منع از ادخال در ملک خود نمايد….

⏪لازم است درباره اين فتوا چند نکته متذکر شود:

1. از عبارت ” قند و غيره” فهميده مي‌شود که قند تنها يکي از موارد تحريم مي‌باشد و اين تحريم دامنه گسترده‌تري داشته است.

2. قند به خودي خود موضوعيت نداشته است بلکه ميرزاي شيرازي ” قند مجلوب از آن حدود” (قندي که از مرزها وارد شود) را متنفر بوده و از خوردن آن اجتناب مي‌کرده است و در ادامه اضافه مي‌نمايد: “تکليف در اين باب بر عهده ذوي الشوکه از مسلمين است که با عزم محکم مبرم در صدد رفع احتياج خلق باشد به مهيا کردن مايحتاج آنها “، و اين عبارت به معناي خودکفايي اقتصادي و عدم وابستگي اقتصادي است.

3. عبارت “آنچه نوشته بوديد از ترتب مفاسد بر حمل اناس از بلاد کفره به محروسه ايران، صواب، و هميشه ملتفت به آنها و اصناف آن، که مايه خرابي دين و دنياي مسلمين است” نشان مي‌دهد هم آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري و هم ميرزاي شيرازي به اهميت سلطه اقتصادي بيگانه پي برده بودند.

از ديگران شاگردان ميرزاي شيرازي که در راه تحريم کالاهاي خارجي دست به مبارزه زد آيت‌الله محمدتقي نجفي اصفهاني مشهور به آقا نجفي اصفهاني است که سر درمندولف وزيرمختار انگلستان در نامه‌اي به امين‌ السلطان راجع به وحشت تجار اروپايي از اقدامات آقانجفي مي‌نويسد: «فدايت شوم از قراري که از اصفهان شنيده‌ام آقاي نجفي در شرف مراجعت به آنجاست چون ورود مشاراليه در آن محل اسباب ظهور اغتشاش است سکنه اروپايي از اين بابت خيلي واهمه نموده به دوستدار اصرار دارند که محترما خاطر منير ملوکانه را از وجوب سد راه صدمه و اذيت مجدد به اصفهان را به واسطه فساد و فتنه‌انگيزي اين شخص، مستحضر دارد چون تجارت خارجه اصفهان روبه ازدياد است و چند تجارتخانه اروپايي در آن محل احداث شده است خيلي محل افسوس خواهد بود که حادثه‌اي که اسباب واهمه سکنه اروپايي آنجا باشد حادث شود، در اين صورت آنها طبعا از سفارت‌هاي خودشان حمايت خواهند خواست. زياده زحمتي ندارد». 14ذيقعده 1357، مطابق با جولاي 1890 پشت کاغذ، مهر هنري دورمندولف.

اين نامه دو سال قبل از قيام تنباکو نوشته شده است و نشان مي‌دهد اين اقدامات قبل از قيام تنباکو سابقه داشته است و توانسته بود منافع انگلستان را به خطر بيندازد.

(بااقتباس ازمقاله،جريان‌شناسي جهاد اقتصادي و تحريم کالاهاي خارجي در تاريخ معاصر ايران،پيمان رهبري حق)

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

حال روشن شدکه اصل ماجراندادن وجوه نقدی نبوده بلکه جلوگیری ازاستعمارملت ایران بود.چراکه همواره سلطه اقتصادي پيش زمينه سلطه سياسي و در نهايت استعمار ملتها بوده است. نمونه‌اي از اين قاعده کلي را مي توان در کشور هندوستان مشاهده کرد. کمپاني هند شرقي که نخست به منظور تجارت با هندوستان وارد اين کشور شد، با به دست گرفتن شريانهاي اقتصادي اين کشور زمينه را براي سلطه اقتصادي و سپس سلطه سياسي و در نهايت استعمار هندوستان فراهم نمود.✅

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

🚫واستعمارگران می دانستندبرای اینکه بتواند به استعمار ملتی دست یابند؛بایدجلوی روشنگری علماء رابگیرند.چه باساختن شایعات باشدیاترورشخصیت… وهمیشه هستندجماعت نان به نرخ روزخورکه دست مایه حیله دشمن خارجی می شوند.وبانشخوارکردن آنچه اومی گویدمایه تردیدملت درداخل می گردند.⛔

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

بدنیست دراین دوران که اوضاع اقتصادی ایران بی شباهت به دوران قاجارنیست!!!! کمی ازگذشته درس بگیریم…

👈امااقدامات آقانجفی اصفهانی چه بود؟!!!

اقدامات آقا نجفي اصفهاني پايان نپذيرفت و ايشان به همراه برادرشان حاج آقا نور الله نجفي و با کمک علماء و بازرگانان شهرهاي اصفهان، کاشان و شيراز در دوران مشروطه به منظور تأمين منسوجات مورد نياز مردم ايران و مقابله با وابستگي به خارج، اقدام به تاسيس شرکت اسلاميه نمود. اين شرکت سهامي با استقبال زايدالوصف مردم مواجه شد و سهام اين شرکت و محصولات آن که عمدتا منسوجات بود، با حمايت ساير علماء مورد پذيرش مردم قرار گرفت. توسعه شرکت به گونه‌اي بود که توانست شعباتي در لندن، کلکته، مسکو، باکو و… تاسيس نمايد.

در اساسنامه شرکت آمده بود: «اين شرکت به کلي از دادوستد متاع خارجه ممنوع است. فقط هم خود را صرف ترقي متاع داخله و آوردن چرخ اسباب و کارخانه مفيده خواهد نمود و حمل متاع داخله را به خارجه بر حسب اقتضاء و به موقع خود در کشيدن راه شوسه و آهن اقدام خواهد کرد.» همچنين در ماده بيست و چهارم آمده ‌است که: «تمام اجزاء از رييس و مرئوس و امناي شرکت حسب‌الشرط مجبورند لباس خود را از منسوجات و متاع داخله مصرف رسانند.》

⁉️ماجرای تعهدنامه چه بود؟

همچنين آيت‌الله آقا نجفي اصفهاني در اقدام ديگري به همراهي 13نفر از علماي طراز اول اصفهان تعهدنامه زير را امضاء نمودند: «اين خدام شريعت مطهره با همراهي جناب رکن‌الملک، متعهد و ملتزم شرعي شده‌ايم که مهما‌امکن بعد ذلک تخلف ننماييم، فعلا 5 فقره است:

اولاً: قبالجات و احکام شرعيه از شنبه به بعد روي کاغذ ايراني بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهاي ديگر نويسند مهر ننموده و اعتراف نمي‌نويسيم. قباله و حکمي هم که روي کاغذ ديگر نوشته بياورند و تاريخ آن بعد از اين قرارداد باشد امضا نمي‌نماييم. حرام نيست کاغذ غيرايراني و کسي را مانع نمي‌شويم؛ ما‌ها به اين روش متعهديم.

ثانيا: کفن اموات، اگر غير از کرباس و پارچه اردستاني يا پارچه ديگر غيرايراني باشد متعهد شده‌ايم برآن ميت، ماها نماز نخوانيم. ديگر براي اقامه صلوه بر آن ميت بخواهند ماها را معاف دارند.

ثالثا: ملبوس مردانه جديد، که از اين تاريخ به بعد دوخته و پوشيده مي‌شود، قرار داديم مهما امکن، هر چه بدلي در ايران يافت مي‌شود لباس خودمان را از آن منسوخ نماييم و منسوخ غيرايراني را نپوشيم و احتياط نمي‌کنيم و حرام نمي‌دانيم لباس‌هاي غيرايراني را اما ماها ملتزم شده‌ايم حتي‌المقدور بعد از اين تاريخ ملبوس خود را از منسوج ايراني بنماييم. تابعين ماها نيز کذلک و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد.آنچه ازسابق پوشيده وداريم و دوخته‌ايم ممنوع نيست استعمال آن.

رابعا: مهماني‌ها بعد ذلک ولو اعياني باشد، چه عامه، چه خاصه، بايد مختصر باشد يک‌پلو و يک‌چلو و خورش و يک افشره. اگر زائد بر اين تکليف، احدي ما را به محضر خود وعده نگيرد. خودمان نيز به همين روش مهماني مي‌نماييم هر چه کمتر و مختصرتر از اين تکليف کردند، موجب مزيد امتنان ماها خواهد بود.

خامسا: وافوري اهل وافور را احترام نمي‌کنيم و به منزل او نمي‌رويم زيرا که آيات باهره: «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّياطِينِ» «وَلَا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لَا يحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» «وَلَا تُلْقُوا بِأَيدِيکُمْ إِلَي التَّهْلُکَه» و حديث «لاضرر و لاضرار» ضرر مالي و جاني و عمري و نسلي و ديني و عرضي و شغلي آن محسوس و سري است و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده. بعد از اين هر که را فهميديم وافوري، به‌نظر توهين و خفت مي‌نگريم.»

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

تاریخ همیشه باخوددرس هادارد.همانطورکه برگی از روزگارورق می خورد،تجربه ای برتجربیات آدمی افزوده می شود.وچه بدبخت کسی که ازیک سوراخ دوبار گزیده شود. تاتاریخ تاریخ است.استعمارگران دست ازاستعماربرنداشته ونخواهندداشت.حال می خواد ازطریق جنگ وتصاحب کشورباشد؛یاازطریق جنگ روانی یااقتصادی!!!!

⁉️ماکجای این قصه قرارداریم؟!!! آیاتوانسته ایم قدمی برای جلوگیری استعمارملت برداریم یادقیقامانند حاکمان دوره قاجاربه استعمارهرچه سریعترایران دامن می زنیم؟!!!

⁉️مسئولین لشگری وکشوری چطور؟!!! ارگانهای دولتی وغیردولتی؟!!! آیاتوانسته اندغیرتی چون آیت الله آقانجفی اصفهانی بخرج دهند؟!!!

⁉️آیاداریم درارگانهای این مملکت ساده ترین لوازم موردنیازخودراازتولیدات داخلی استفاده کنند؟!!! قلم ودفتروکاغذایرانی؟!!! یاهمه رادوست گرمابه وگلستان ایران(چین و…)قبضه فرموده؟!!! عرض کردم ساده ترین چراکه ظاهرا انتظارپوشیدن لباسی که ازدوخت وپارچه ونخش متعلق به وطن باشدازبعضی آقایان نبایدداشت…این جماعت هم اینگونه نان می خورند مارابه آنهاچکار!!!!

لااقل می توانیم ازحوزه های علمیه انتظارورودی جدی ترداشته باشیم.همچون علماءگذشته.

کلام آخراینکه هیچ انسان عاقلی آقابالاسر نمی خواهد ولی چطورعده ای حاضربه قبضه شدن بازارمملکت توسط بیگانه گان ونان خورهایشان درداخل می شوند؟خودبسی جای تامل است!!!!

فقط یک ایرانی مانع استعمارکشورش توسط بیگانگان می شود.

ایرانی بودن به اسم وحرف وپزوکلاس ونژادنیست…

ایرانی غیرت دارد.روی خاکش،روی آرمان های کشورش.وبرای قدرتمندبودن هرچه بیشتر کشورش تلاش می کند.چه درعرصه اقتصادی چه درتولیدعلم و…

اگرایرانی هستیم پس ایرانی بمانیم…

مهمانان ویژه 

می دانست همه بااومخالفت خواهندکرد،تصمیمش راگرفته بود.یقین داشت کاری که انجام می دهند درست است.حتی اگردیگران نپسندند!!باخودمی گفت هرطورشده بایدعباس راباخودهمراه کنم.اگراوبامن هم کلام باشد،هجمه هاکمترخواهدشد.

چندروزدیگرجشن عروسی اووعباس بود.همه درتکاپو انجام مقدمات عروسی بودندبرعکس تمام دخترهای جوان که این روزهابهترین وخوش ترین روزهای زندگی شان می شود.امااوبیشترازاینکه خوشحال باشدنگران بود.تمام وجودش راترس واضطراب پرکرده بود.کسی راهم نداشت تابااودرد ودل کند.نزدیک ترین کسانش افکارواعتقادات اورابه سخره می گرفتند.می ترسید بازهم ازدغدغه هایش بگویدومسخره شود.

ازطرفی این همه فشارراهم نمی توانست به تنهایی تحمل کند.تلفن همراهش رابرداشت.تصمیمش برای صحبت،جدی بود.اماباچه کسی؟!!کیست که حرفهای ش رابشنودامابه اونخندد؟!!

باخودگفت:باعباس حرف می زنم،هرچی باشه قراره تاچندروزه دیگه منواون زیریک سقف زندگی کنیم.پس بهتره که ازهمین الان سنگ هامون رووابکنیم.شماره راگرفت،بعدازچندبوق عباس گوشی رابرداشت. وگفت: سلام عروس خانم چه عجب یادی ازماکردی؟!! نسترن که ازشدت اضطراب حال مساعدی نداشت گفت:سلام ببخش بدموقع که مزاحم نشدم؟!!

عباس گفت:نه عزیزم،شمامراحمی!!بگوببینم جریان چیه چراانقدربی حالی؟!!کم وکسری که ندارین؟!! وسایلی که خریده بودم رسید؟نسترن گفت:آره رسید، همه چی خوبه.اما…

عباس گفت:اماچی؟!! نسترن گفت:آخه چطوربگم امروزبه اتفاق خواهرت رفته بودیم لباس عروس ببینیم اماهیچ کدوم لباس هابه دلم ننشست.خواهرت یه مدل روپسندیده بودواصرارداشت من همون روانتخاب کنم امامن…

عباس ازسکوت نسترن گویاعمق ماجرا راحدس زده بود‌.گفت:این که ناراحتی نداره خانم خانما،عروس شمایی لباسی هم بایدبپوشی که برازنده شخصیتت باشه. امروزچندساعت مرخصی می گیرم زودترمیام باهم بریم یه لباس مناسب انتخاب کن. اگرهیچ کدوم رونپسندیدی هرمدلی خواستی میدیم خیاط برات بدوزه.نسترن که انتظارشنیدن این حرف رانداشت، باتعجب گفت:واقعا؟!!یعنی توازاینکه….

عباس گفتم:نه خانومم ناراحت نیستم.اتفاقابااین کارت بیشترازهمیشه به انتخابم مطمئن شدم. به امید خداتاچندساعت دیگه میام میریم باهم به کارهامون می رسیم.فعلاخداحافظ

نسترن زبانش بندآمده بودنمی دانست چه بگوید. چقدراین فردبابقیه فرق داشت.حرفهایش همیشه مایه دلگرمی اوبود.ازدوران عقدشان خاطره خوشی نداشت می ترسیددوباره بخاطر رودربایستی ها مجبور به سکوت شود.امااین باربه خودقول داده بودکه رودر بایستی راکناربگذارد.دلش خوش بودکه عباس هم بااو هم نظراست. چقدردلش می خواست عباس هرچه زودترخودرا به اوبرساند.

درافکارش غوطه وربودواصلامتوجه گذرزمان نشد صدای مادرش اورابه خود آورد،نسترن…نسترن… آقاعباس اومده بیرون منتظرته هرچی بهش میگم بیاتومیگه بانسترن خانم می خواییم بریم بیرون. کجامی خواین برین؟!!

نسترن که هول شده بودسریع لباسش راپوشیدودر حالی که ازدراتاق بیرون می آمدگفت:میریم یکم خریدکنیم.مادرگفت:خریدچی؟این همه وسیله اینجاست.نسترن باعجله صورت مادررابوسیدوگفت: الهی قربونت برم برمی گردم برات توضیح میدم.

باعجله ازخانه خارج شد.بادیدن عباس گویی روح تازه گرفته باشد.سوارماشین شدوبه راه افتادند‌.نسترن در درونش بلوایی بودامانمی دانست چطوربه زبان بیاورد ؟!!!ساکت بوددرسکوتش حرفهاموج می زند.

عباس نگاهی به اوکردوگفت:خب خانمی نمی خوای چیزی بگی؟!!امروزکجاهارفتین؟چی خریدین؟!! آرایشگاه رفتی نوبت گرفتی؟!!

نسترن باشنیدن اسم آرایشگاه صورتش ازناراحتی قرمزشدوباصدایی که مشخص بودتمام تلاشش رامی کندتاخشم خودراپنهان کند،گفت:آره به اصرارخواهرت رفتیم یه آرایشگاه بالای شهر.انقدرمدل جلوم گذاشت که مخم سوت کشید.وقتی گفتم من ازهیچ کدوم خوشم نیومده ومی خوام یه مدل ساده وآرایش ملایم داشته باشم انقدربهم خندیدن که هرکی صداشون رومی شنیدفکرمی کردمن براشون جک تعریف کردم!!! 

عباس یه نگاهی به نسترن کردوگفت:خب حق داری چهره به این زیبایی نیازی به اون همه تشکیلات نداره این چهره خدا دادیش زیباست.نگران نباش امروزمن درخدمت شمام.توی مسیرچندتاآرایشگاه هست.نگه میدارم خودت بروباآرایشگرصحبت کن هرکدوم که قبول کردن اونی رودرست کنن که خودت می خوایی بیا بهت بیانه بدم بهش بده که یه وقت برات رزو کنه.

نسترن باچندآرایشگاه صحبت کرد،تابلاخره یک آرایشگرکه به سلیقه اش احترام بگذاردپیداشد، وبااو قرار گذاشت.حالامی ماندلباس عروس،مزون های زیادی رادیدند.اماآن مدل که مدنظرعباس ونسترن بود،نبود که نبود. هرجامی رفتندصاحب مزون شروع می کرد از مارک لباس هاتعریف کردن،که این فلان است وبهمان اماهیچ کدام ازاین تعریف هاتغییری درنظرآن دو ایجادنمی کردوازمغازه خارج می شدند. 

ساعت هادرشهربالاوپایین رفتندتااینکه به آخرین مزون شهررسیدند.همه مدل لباس داشت.مناسب هرسلیقه ای.واردمغازه شدندچرخی زدندامابازلباسی که درعین سادگی پوشیده هم باشدنبود!!!

خانمی که صاحب آنجابودبه نسترن گفت:عزیزم نگران نباش.مااینجازبده ترین خیاط هاروداریم.کافیه شما لباس روانتخاب کنی.بعدمناسب اون لباس هرطرحی بخوای برای بالاتنه اش برات طراحی می کنیم و میدوزیم.فقط یک روزقبل ازعروسیت بایدبیایی پرو کنی.

نسترن ازشدت خوشحالی خانم مزون دار روبغل کردو گفت:خیلی خبرخوشی بهم دادین ممنونم ازشما. پس من بااجازه تون همین روانتخاب می کنم که اگربه تنم خورد بقیه کارهاش روزحمت بکشید.

آن روزنسترن خیلی خوشحال بود.اول بخاطراینکه یکی یکی دغدغه هایش درحال حل شدن بودندوبعد بخاطر داشتن عباس.

بعدازکلی چرخ زدن درشهرخستگی امانشان رابریده بود،به خانه برگشتند.همه بودند.عباس ونسترن وارد خانه شدندنگاه هاسمت آنهابودکه این دو،تااین موقع درشهردنبال خریدچه چیزبودندکه حتی یک پلاستیک وسیله هم دردستشان نیست؟!!!

خواهرعباس طاقت نیاوردوپرسید:چه خبر؟کجابودید تاحالا؟عباس گفت:به اتفاق نسترن جان رفتیم دنبال چند کارعقب مونده.خواهرش گفت:کدوم کارعقب مونده؟ماالان چندروزه دنبال کارهای شماییم که کاری عقب نمونه!!!عباس گفت:رفتیم آرایشگاه وقت گرفتیم ولباس عروس هم سفارش دادیم. ازچهره خواهرعباس پیدابودکه ناراحت شده است.بالحنی که ناراحتیش درآن نمایان بود.گفت:یعنی عروس خانم ازصبح که مارو اینطرف واونطرف برد آخرنپسندیدکه باآقاش بره انتخاب کنه؟خب ازاولش می گفت.

عباس گفت:نه خواهرگلم اصلاهم اینطورنیست شما خیلی زحمت کشیدید.هم من وهم نسترن جان ازشماوبقیه خیلی ممنون هستیم.ولی لباس روباید نسترن بپوشه پس منطقیه که نظرش مهمه وچیزی روبخوادکه درشانش باشه.

خواهرعباس گفت:والله مانمیدونیم ازدست شماها چیکارکنیم.یه جورحرف می زنیدانگارمامی خواییم نظرمون روبهتون غالب کنیم.ماحرفمون اینه هیچ کجای کتاب خدانگفته انقدربه خودتون سخت بگیرید. روزعروسی هرکسی فقط یه باراتفاق میفته.پس طبیعیه آدم دلش بخوادبهترین لباس وبهترین امکانات وبهترین شادی روداشته باشه.

عباس سرش راپایین انداخت وساکت بود.دلش نمی خواست حرفی بزندکه خواهرش برنجند.اماازطرفی هم نمی توانست سکوت کندچون می دانست اگرساکت باشدنسترن ازاوخواهدرنجید.نگاهی به خواهرش کرد  وگفت:قطعاملاک برای بهترین لباس یابهترین شادی گرون قیمت بودن ومارک فلان بودن نیست.می شه توی ساده ترین لباس هم بهترین بود. مخصوصااگر لباس تنت کارهموطنانت باشه وباعث بشه چندتا کارگرایرانی نون بخورن.همونطورکه می شه یه جشن ساده ودرعین حال سالم وشادبرگزارکرد.

نسترن ازاینکه حرفهای دلش بازبان عباس یکی بود قلباخوشحال بود.به سمت آشپزخانه رفت تاباچندچای ازمهمان هاپذیرایی کند.

خواهرنسترن درحالی که چای راازسینی برمیداشت گفت:خوبه والله خدانجارنیست امادر وتخته روخوب باهم جورکرده. همه ازحرفش خندیدند.نسترن ازاینکه آنهاهم به هم کفوبودن اوباعباس اعتراف کردند به خودمی بالید.حتی اگرافکارشان بادیگران فرق کند یامسخره شوند.خیالش راحت بودکه شریک زندگیش بااوست.

بحث همچنان ادامه داشت.ظاهرااطرافیان کمرهمت بسته بودندتاآن دورامجاب کنندکه ازافکارشان دست بردارند.هرکس چیزی می گفت،خاله عباس گفت: اینجورکه پیداست نیازنیست بریم لباس مجلسی بخریم،چون وقتی قراره زیرچادرباشه چه فایده داره ۲۰۰تا۳۰۰تومن پول بی زبون روخرج کنیم…

خواهرعباس گفت:وای نگوخاله توروخدایعنی اینامی خوان مارومجبورکنن اون روز چادرسرکنیم؟!!

خواهرنسترن درحالی که بایک دست سینه می زدو بایک دست بشکن می گفت:اینجورکه بوش میاد عروس ودامادباهم تبانی کردندخبری ازارکست هم نیست.فکرکنم اون روزبایدهمه بشینیم همدیگه رو تماشاکنیم.

خاله عباس گفت:نه بابا کی باایناکارداره ماخودمون هرکاری بخواییم می کنیم.این دوتارو ولشون کن.مردم بشنون چی میگن؟!!!

عباس گفت:خب منظورتون ازاین حرفهاچیه؟می خواییدبه چی برسید؟!! من که دامادم ومجلس متعلق به منه نظرم براتون مهم نیست؟!!! من نمی فهمم رقص واختلاط چیه که عروسی بدون اینامعناپیدانمی کنه؟این همه زن ومردقاطی توی صدتا عروسی رقصیدن،آخرش چی؟!!! توی اون عروسی هابه چی رسیدن که تواین عروسی برسن؟!! تمام نگرانی هااینکه مجلس جدانباشه ؟تومجلس های قاطی قبلی چیکارکردن؟جزاینکه ۴الی۵ساعت وسط بودن وحلال برای همه مردهای مجلس شدن؟!!! تابه حال این جماعت فکرکردن چراخدابااین جورجمع هامخالفه؟یکی ازمهم ترین دلایلش اینکه کانون خانواده به خطرمیفته.وقتی پای جسم بیادوسط عقل کارنمی کنه انوقته که فقط شهوت حکم میده…مردی که توی عروسی چشمش به جسم زن دیگه میفته واون روباهمسرخودش مقایسه می کنه. یازنی که همین اتفاق براش میفته.به نظرتون دیگه اینهادل به زندگی خودشون میدن؟!!! نگیداونی که بایک نگاه ازراه بدرمی شه همون بهتربره بدرک. این حرف فقط توجیه،اگرنگاه تاثیرنداشت چرااین همه روایت درباره کنترل چشم داریم؟!!! بنابراین اختلاط زن ومردجز اینکه به ضررخودما وخانواده باشه چیزی نیست. بیشترازهمه توی این جمع ها خانم هاضررمی کنندهم وسیله می شن برای ارضای همه مردهاهم سرشون هوومیاد. این جماعت چطورمی خوان توی شادی تشکیل یه خانواده شرکت کنن درحالی که باعث ازبین رفتن کانون خیلی از خانواده هامی شن!!!

حرف های عباس محکم ورسابود.سکوت سنگینی درسالن حاکم شد.امابه نظرنمی رسیدکسی حرفهای اورا جدی گرفته باشد.گویاگوش های شان پرده خورده بود.نسترن طاقتش تمام شد.تمام بدنش ازاین همه تمسخرمی لرزیدوبه سختی نفس می کشید.بغضی سنگین راه گلویش رابسته بود.دلش می خواست بلند،بلندزار بزند.بخاطرمرگ ارزش هاوتولدضدارزش ها. گویادراین جمع دیگرخبری ازارزش هانبود. دیگرکسی سلامت خانواده وتربیت نسل صالح برایش مهم نیست.تمام هم وغمشان شده مد،پول،سفرهای خارجی،حرف مردم و…

آن شب هم باتمام طعنه هایش گذشت.وتنهامونس نسترن عباس بود.نسترن دلش می خواست مهمان های ویژه ای رادعوت کندامانمی دانست واکنش عباس چگونه خواهدبود.پس فکرش رابااودرمیان گذاشت.وگفت:عباس جان می خوام چندتامهمون ویژه دعوت کنم امانمیدونم میان یانه؟!!!ولی امیددارم که قابل بدونن و بیان.

عباس که مشغول نوشتن کارت های دعوت مهمان ها بودسرش رابلندکردوگفت:مهمون های ویژه ات کین؟بگوبنویسم.نسترن درحالی که بغض کرده بود گفت: بنویس محضرمبارک آقام علی بن موسی الرضا(علیه السلام)به همراه خانواده محترمشون.

بنویس محضرمبارک خانم حضرت زهرا(سلام الله علیها)به همراه خانواده محترمشون.

عباس درحالی که چشماش پراشک شده بودپیشانی نسترن رابوسیدوگفت:احسنت به شیرپاک مادرت چشم عزیزم مهمان های ویژه ات قدم روی تخم چشمهای من میذارن.ان شاءالله میان نگران نباش.

نسترن درحالی که اشک چشمهاش روپاک می کردگفت:عباس می ترسم مجلس روخراب کنن درشان مهمون های ویژه مون نباشه.نکنه حرمت نگه ندارن…

عباس دستی به صورت نسترن کشیدوگفت:ماباتمام قواپای خواسته مون هستیم ان شاءالله خداهم دلشون رونرم می کنه ازلجاجت دست برمیدارن.مقلب القلوب خداست.

مجلس آبرومندبرگزارشد.گویاحضورمهمانان ویژه در مجلس مانع ازانجام بعضی رفتارهامی شد.این عروسی برای همه تجربه ای تازه بودکه می شودبا کمترین امکانات مجلسی آبرومندبرگزارکرد.مجلسی که پایه تشکیل یک خانواده باشدنه پایه گسسته شدن جمعی ازخانواده ها،آن هم به اسم شادبودن دریک شب.

به راستی یک شب شادی به چه قیمت؟!! چگونه ارزش هاجای خودرابه ضدارزش هامی دهند؟!!

✍به قلم طوفان واژه ها

هرزن یک تولیدکننده درمنزل

 اگربه فکردرآمدزایی درمنزل هستیدودرسرمایه زیادی برای شروع کارندارید،این حرفه پیشنهادمابه شماست.

👈ایده ششم:شمع سازی

حرفه شمع سازی بخاطرتنوع کاری که دارد.می تواندمنبع درآمدخوبی باشدبه شرطی که درکارتان خلاقیت داشته باشیدوبتوانیددرمناسبت های مختلف طرح های جدیدبزنیدوبه بازارعرضه کنید.

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

باسرمایه ای حدود۵۰تا۸۰ت می توانیدلوازم مورد نیازکارتان راتهیه کنیدودرآمدزایی راشروع کنید.

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

👈لوازم_موردنیازشمع سازی

✅پارافین : ماده اصلی شمع سازی پارافین است که ماده ایست سفید و نیمه شفاف که از روغن های سنگین نفتی به دست می آید و در شکل های قالبی ، پولکی ، پودری ، کریستالی ، گلی ، مایع ، ژله ای و … در بازار موجود میباشد.

✅اسید استئارین : ماده ای است بی رنگ ، بی بو و بی مزه که در اکثر چربی ها موجود است ؛ کریستال های آن به شکل ورقه ورقه اند که در الکل و اتر داغ حل شده و برای ساختن شمع و صابون به کار میروند ؛ استئارین باعث استقامت شمع شده و موجب میشود شمع دیرتر آب شود ؛ همچنین موجب میوشد که شمع پس از خشک شدن کمی کوچکتر شده به راحتی از قالب خارج شود ؛ در عین حال حلّال خوبی برای رنگ به شمار می رود و باعث شفاف شدن آن میشود ؛ اگر مقدار استئارین بیشتر از حد معمول باشد ، شمع حالت صابونی به خود میگیرد.

✅رنگ : از رنگ مخصوص شمع سازی استفاده میشود که در رنگ های گوناگون وجود دارد ؛ در صورتی که میخواهید شمع را برای سوزاندن تهیه کنید از رنگ به مقدار کم استفاده نمائید زیرا اگر رنگ زیاد موجب میشود شمع خوب نسوزد.

✅قالب : قالب ها انواع و اقسام گوناگونی دارند و جنس آنها اغلب فلزی ، پلاستیکی و شیشه ای است و بهترین نوع قالب برای شمع سازی قالب های شیشه ای هستند ؛ شمع هایی که توسط قالب های شیشه ای ساخته میشوند صاف ، صیقلی و شفاف هستند به شرطی که با احتیاط با این قالب ها کار کنید ؛ همچنین شما میتوانید از ظروف و لوازمی که در منزل موجود است مانند انوع لیوان ها ، شکلات خوری ها و … به جای قالب استفاده کنید.

✅فتیله : جنس فتیله معمولاً کتان است که در اندازه ها و ضخامت های گوناگون وجود دارد ؛ اندازه فتیله بستگی به قطر شمع دارد و با نازک و یا ضخیم شدن شمع اندازه فتیله نیز تغییر می کند ؛ طریقه آماده کردن فتیله به این ترتیب است که فتیله را 5 دقیقه در پارافین ذوب شده قرار داده سپس فتیله را از ظرف خارج کرده و به صورت صاف روی یک کاغذ روغنی یا یک ظرف مسطح بگذارید تا خشک شود.

 

✅تیغ موکت بری یا چاقوی تیز : برای جدا کردن زائده های شمع و نیز برای برش دادن شمع هایی که بدون قالب تهیه میشوند مثل شمع ماکارونی ، شمع کوبیسم و غیره از تیغ موکت بری یا چاقو استفاده کنید.

✅ظرف مخصوص ذوب کردن شمع : برای ذوب کردن پارافین میتوانید از 2 قابلمه که یکی کوچک تر از دیگری باشد استفاده کنید ؛ به این ترتیب که در قابلمه بزرگ مقداری آب بریزید سپس قابلمه کوچک را داخل آن بگذارید سپس پارافین را داخل قابلمه کوچک بریزید و قابلمه بزرگ را روی حرارت قرار دهید سپس صبر کنید تا پارافین ذوب شود ( حرارت غیر مستقیم ).

 ✅ افشانه سیلیکونی : از وسایل مورد نیاز شمع سازی است که باعث میشود شمع به راحتی از قالب جدا شود ، در صورت دسترسی نداشتن به اسپری سیلیکون میتوانید از مقداری روغن مایع استفاده کنید.

 ✅ چسب کاغذی : از چسب کاغذی برای ثابت نگه داشتن فتیله در ته قالب و پوشاندن درزهای احتمالی قالب استفاده میشود تا پارافین ذوب شده از منافذ قالب بیرون نریزید.

✅براکس : برای نسوز کردن فیتیله از نوعی نمک به نام براکس یا اسید بوریک که نوع خالص تر آن است استفاده می شود.

ابتدا ۱ لیوان آب را جوشانده و برای ۵ متر فیتیله ۱ قاشق غذا خوری براکس را در آب درحال جوش ریخته و فلتیله را در آن قرار میدهیم برای نتیجه بهتر حدود ۱۵ دقیقه فیتیله را در حالت جوش نگه میداریم.سپس فیتیله را خارج و با نمک خوراکی آغشته کرده و بر روی یک تکه کاغذ به صورت صاف نگه داشته تا خشک شود.پس از خشک شدن فیتیله را به پارافین مذاب آغشته کرده پس از گرفتن پارافین اضافه فیتیله آماده میباشد.

✅قلاب یا میله بلند : از قلاب یا میله برای نگه داشتن سر فتیله بر روی قالب استفاده می شود ؛ به این صورت که سر فتیله را به قلاب گره زده و روی قالب میگذاریم.

  ✅عطر شمع : برای خوشبو بودن شمع در هنگام سوختن به کار می رود ؛ عطر شمع را هنگامی که می خواهید پارافین ذوب شده را در قالب بریزید به آن اضافه کنید ؛ عطر شمع در انواع گوناگون وجود دارد مانند عطرهای مایع ، عطرهای طبیعی و موم های جامد معطر که به صورت آماده در بازار به فروش میرسند.

 ✅رنگ های شب نما یا فلورسنت : این رنگ ها به صورت پودر در بازار موجود بوده و در شمع های پودری ، پولکی و … مورد استفاده است.

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

◀️نکاتی در رابطه با شمع سازی

⬅️قبل از این كه پارافین داخل قالب كاملا سرد شود یک گودی اطراف فتیله به وجود می‌آید. این گودی را دوباره با پارافین مذاب پر كنید و بگذارید سرد شود. دقت داشته باشید كه هنگام ذوب كردن پارافین، آب به داخل ظرف نفوذ نكند.

⬅️قالب باید كاملا سالم، خشک و بدون خراش باشد.

⬅️برای سرد كردن پارافین، هیچگاه آن را در فریزر قرار ندهید، چون شمع شما پس از سرد شدن ترک می‌خورد ولی می‌توانید در طبقات پایین یخچال قرار دهید.

⬅️برای این كه كف شمع صاف و یکدست شود، آن را ته یک ظرف داغ بكشید تا كاملا صاف شود.

⬅️ برای اینکه شمع دود نکند مدت زمان کمی نخ‌های فتیله را داخل آب و نمک بگذاریدو سپس از جایی آویزان کنید تا خشک شود. 

⬅️برای اینکه داخل شمع حباب ایجادنشودحتمابازدن ضربه به قالب آن راهواگیری کنید.

 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

👈شمع های متنوع برای مناسبت های مختلف تولیدکنید👇👇👇👇

◀️نحوه فروش شمع ها

⬅️برای فروش می توانیدهم ازشیوه سنتی (چهره به چهره)استفاده کنید به این نحوه که شمع رابه مغازه خرازی،یاشیرینی سرا،یامغازه هایی که لوازم تولد میفروشندعرضه کنید.که این هابیشترطالب شمع های مناسب جشن عروسی وتولدهستند.

یامی توانیدبرای عیدنوروزومناسب نام هرسال شمع تولیدکنید.این نوع شمع درهمه مغازه هاوخرازی ها طرفداردارد.

به طورمستقیم هم خودتان می توانید باحضور در بازارمحلی شهرشمع هارابفروش برسانید.

یااینکه بااداره اوقاف هماهنگ شویدبرای عرضه شمع به امامزاده هاومساجدوحسینیه ها.(هیئت امنایی مساجدوحسینیه هامراجعه کنید.)

◀️می توانیدمحصولاتتان رابه صورت مجازی هم بفروشید.به این نحوه که یاخودتان کانالی بسازیدومحصولاتتان راعرضه کنیدیادرفروشگاه های مجازی نمونه کارارایه کنید.

باقراردادن طرح تخفیفی مشتری راراضی کنیدتاهم سرمایه تان درجریان باشدوهم به مرورسودتان بیشترشود.

کلام آخر:بنابراین شماباحرفه شمع سازی بخاطر تنوعش می توانیدبرای مناسبت های مختلف،عروسی،تولد،دندانک،نوازدی،اعیاد،سالروزازدواج،ایام عزا و…شمع تولیدکنیدومناسب باهرکدام به بازار هدف عرضه کنید.

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

تنظیم شده:توسط طوفان واژه ها

ادامه دارد.

وقتی شعارهادرحدشعارباقی می مانند...

دراین که چین غالب بازارایران رادرچنگ خوددارد(به همت عدم مسئولیت ومدیریت صحیح مسئولین مربوطه)شکی نیست.ولی سوالی که گاهاپس ازمواجه بالوازم مورد نیاز به ذهن متبادرمی شوداین است که واقعاایران توان ساخت چنین چیزی راندارد؟!!!

شایدبرای شماهم پیش آمده باشد،مخصوصااگر بخواهیدبرای کودک دلبندتان یه گیره سربخریدوقتی مراجعه می کنیدبه نزدیک ترین خرازی وبعدازبیان درخواست خودباسیلی ازگیره های خوشگل  ومتنوع مواجه خواهیدشدکه انتخاب رامشکل می کنند.

بعدازکمی برندازکردن گیره سرهاچشمتان به یک جمله روی بسته آن میفتد.made in china ودقیقا یک سوال به ذهنتان می رسد.که آیاایران توان تولیدیک گیره سرنداردکه ازچین واردمی کنند؟!!😥

یامطمئنابرای شماپیش آمده که بعد خریدتخم مرغ شانسی برای کودکتان بااین صحنه مواجه شوید👇


ماشینی که درتخم مرغ بود.ساخت تایلند است.😣 عجب چه می شودیه اسباب بازی ایرانی داخلش میگذاشتندتاپولش به جیب کارگرایرانی برود!!!!

⛔این درحالی است که۶۵درصداسباب بازی هایی که درداخل کشورموجوداست وارداتی هستند⛔

یامثلابرای خریدازفروشگاه هایی که تبلیغات قیمت مناسب باجیب مشتری دارند.تعدادشان هم درسطح کشورکم نیست.وقتی مراجعه می کنید،غالب لباس هایشان چینی است. وقتی می پرسید:چرا؟!!

می گویند:طبیعیه که لابه لای لباس هاچندموردچینی هم پیداشود.واین درحالی است که دم ازحمایت از اقتصادخانواده ایرانی می زنند!!!😎

مدتهاست که به نوعی شعارهابویی ازعمل نمی دهند. وهرساله بعدازمشخص شدن نام سال درعیدنوروزکلام آقافقط درحدبنرواطلاعیه به ارگان هاابلاغ می شود وبس!!!وتازمانی که مسئولین به فکرجیب خودباشند وخبری ازنظارت نباشداوضاع بازاروتولیدکننده هاهمین است وبهترنخواهدبود!!!😥

بعدبررسی هایی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم که اکثراین کشورهای تولیدکننده،حجم بالای تولیدات شان درحوزه مشاغل خانگی تولیدمی شود.

ونیز ۸۰درصد فعالیت های اقتصادی این کشور هابه صورت مستقیم و غیرمستقیم بامشاغل حانگی در ارتباط است.  

کشور سوئیس که برترین تولید کننده ساعت در جهان است، بخش عمده فعالیت خود را در این زمینه یعنی تولید ساعت از طریق کارگاه های خانگی انجام می دهد، توجه به مشاغل خانگی به همین چند کشور محدود نمی شود و سهم این فعالیت ها در کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه قابل توجه است. به این آمار توجه کنید:

کاهش ۱۰ درصدی نرخ بیکاری در ایتالیا با مشاغل خانگی

ایتالیا از دو دهه قبل برای گسترش این مشاغل اقدام کرد، نتیجه فوق العاده بود، نرخ بیکاری که بالاتر از ۲۲درصد بود با سیاست های حمایتی در این بخش به ۱۲درصد کاهش یافت.

تمرکز مشاغل خانگی در این کشور کفش های چرمی بود، محصولی که در سال ۲۰۰۲ ارزش افزوده آن به ۱۱میلیارد دلار رسید و ۷۹درصد از مجموع شرکت های صنعتی این کشور را که یکی از ۷کشور صنعتی جهان است، همین واحدهای کوچک، متوسط و خانگی تشکیل می دهد. در استرالیا ۶ تا ۷درصد کل شاغلان در بخش کسب و کارهای خانگی مشغول به فعالیت هستند و حدود ۲۵درصد از این فعالیت ها سود می برند. اما چین توانسته است بسیاری از محصولاتی را که نتیجه همین مشاغل خانگی است آن چنان وارد بازار مصرف کشور ما کند که تقریبا کالای غیرچینی در بازار نمی بینیم. این کشور ۳۱درصد محصولات خود را در حوزه کسب و کار خانگی طراحی و تولید می کند. در کشور ما نیز عمر مشاغل خانگی بسیار طولانی است. وقتی نیاکان ما اولین فرش ها را بافتند، اولین کوزه های سفالی را ساختند و اولین لباس ها را تولید کردند و برای انجام این کارها تفاوتی بین زنان و مردان قائل نشدند، پایه صنایع کوچک و کسب و کارهای خانگی گذاشته شد.

طبق این آمارهایعنی این کشورهامحصولاتی که جزکسب وکارخانگی شان محسوب می شودرا واردبازار ایران می کنند؟! آیادرایران کسب وکارخانگی نداریم که درخودایران موردحمایت قرارگیرد؟!!!🤔

به کجای عالم برمی خورداگرخرازی های هرشهربجای خریدلوازم چینی ازتولیدکننده های همان شهر خرید کنند؟!!!😣

آن شرکت تخم مرغ شانسی چراعروسک هاودست سازه های تولیدکشورخودمان رادرشانسی هایش نمیگذارد؟!!!😣

درهرشهرجمعیتی اززنان توانمندوخیاط هستند،چرا آن فروشگاه که دم ازحمایت ازاقتصادخانواده ایرانی می زند،ازبانوان خیاط هرشهرسفارش نمی گیرد؟!😏

درتقویم ایران کلی مناسب های مختلف وجوددارد،چرا درهرمناسبت ارگان مربوطه وقتی برای خریدهدیه می خواهداقدام کنددنبال کالای ایرانی،یاصنایع دستی نمی رود؟تاکمکی به اقتصادکشوروخانواده کرده باشد!! تاتولیدکننده مجبورنباشدبرای فروش محصولاتش از ولنتاین خارجی هامایه بگذاردوذوق وهنرش رادراین راه استفاده کند؟!!!😎

به طورمثال:درجشن تکلیف دختران.چه اشکالی دارد ازطرف مدرسه یاآموزش وپرورش عروسکی دست سازیک بانوی ایرانی راکادوبدهند.👇

مربی های پرورشی،روحانی های مدارس دخترانه چه اشکالی دارددرکنارکتاب وسی دی و..‌.چندتاازصنایع دستی ازقبیل جاسوئیچی،جانماز،کیف،عروسک و… راازتولیدکننده ایرانی که باکمترین سرمایه درمنزل کارمی کندخریدکنند.😍

ارگان های مختلف فرهنگی_تربیتی،ازجمله اداره فرهنگ وارشاداسلامی،حوزه های علمیه،سازمان بهزیستی که مهدکودک هازیرنظرآن هستند،بسیج و…اگراراده کنندمی توانندرونقی به کسب وکار تولید کننده های خانگی بدهند.

👇👇👇👇👇👇👇

کتابچه نمدی آموزش بهداشت شخصی  وآب وهوابه کودکان(مناسب مهدکودک ها وپیش دبستان)


چراکه هرکدام به نوعی بااقشارمختلف،درتماس اند. خصوصاباکودکان ونوجوانان.ودرمناسبت های مختلف درصددتهیه هدایایی هستند.چه می شودهرازگاهی  ازصنایع دستی بانوی ایرانی انتخاب کنند.

که قطعااین انتخاب سوای اینکه به کسب وکارآن فرد رونق می بخشدباعث ریشه دواندن فرهنگ ایرانی اسلامی می شود.کودکی که ازشماعروسک یک دختر باحجاب راهدیه می گیرد.باآن همزادپنداری می کند.

همانطورکه وقتی شوالیه تاریکی(باربی) واردایران شد وکودکان آن دوره رابه شدت تحت تاثیرقرارداد.قطعا اگرازعروسک ساراحمایت می شد.کودکان آن نسل آنقدرضربه نمی خوردند.ومیل به سمت باربی کمترمی شد.اماچه کنیم که همیشه زور مافیاوکسانی که فقط به فکرمنافع خودهستندهمیشه بیشتربوده وهست!!!

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

حوزه های علمیه می تواندخوراک فکری به تولیدکننده هابدهند،مثلا به تولیدکننده بگویندکتابچه نمدی با عنوان محرم ونامحرم درست کند.یاخیلی ازآموزهای دیگر که می توان درکالبداین هنرریخت وبه بهترین نحو ازآن استفاده کرد.

درکنارش این هدایارادراختیارمبلغ هایاروحانی های مدارس قراردهندجهت تشویق دانش آموزان.

حال دراین پست بیشترمثال هایی ازحرفه نمددوزی زده شده ولی درکل صنایع دست سازبانوی ایرانی مدنظراین ایده هابوده،که ازهرکدام به نسبت نیازمی توان تهیه کرد.که قطعااگرحمایت مستقیم شودتوسط این ارگانهاغیردولت،قدم موثری درجهت اشتغال برداشته خواهدشد.

👈به عمل کاربرآید،به سخندانی نیست.👉

 
20 روش آسان حفظ قرآن