گلابی پلاستیکی!!!

طبق معمول آتیشش تندبود.چشم غره ای به من رفت ولب ولوچه اش روجمع کردوشروع کردن به در و بیراه گفتن به همه! گفت:گندزدن به این مملکت.یکی نیست بگه اگربلدنیستیدمملکت داری کنیدجمع کنید بساطتون رو.تاکی می خواییدخون مردم روتوشیشه کنید.کار روبجایی رسوندن که مردم قدرت خرید یه نون ندارن،چه برسه گوشت ومرغ.حسرت همه چی رو روی دل مردم گذاشتن.همه شون دزدن.دزدهم پرورش میدن.الان ۴۰ساله فقط دارن غارت می کنن…

سرم پایین بود.ازحرفهاش خسته شده بودم. داشتم به این فکرمی کردم که آدم چقدر می تونه پرو باشه. روزی که می گفتیم:چشمتون روبازکنیدببینین به کی رای می دید.می گفتن:شماسرتون درنمیره. این یارو حقوق دانه.تیم اقتصادیش حرف نداره. مثل قبلی نیست که گندزد تواقتصادمملکت.روابط بین الملل حالیشه. این بیاد نون مردم توروغنه. شماچی می فهمین ارتباط باکشورهای دیگه یعنی چی؟چقدر این ارتباط باعث ایجادشغل می شه…

الان که چندسالی ازبه قدرت رسیدن فردمنتخبشون گذشته. اوضاع که بهترنشده هیچ،برگشتیم به دوران ناصرالدین شاه😑 گازاین مملکت روبه یک بهانه مجانی میدن .برقش روبه یه بهانه دیگه بعد مردم که می خوان استفاده کنن،باید چندبرابرپول بدن😣 امیدبه کدخدا داشتن کلی امتیازدادن آخرشم هیچی. ازدرخت برجام فقط گلابی پلاستیکی نصیب این ملت شد. هیچ کدوم ازگلابی هاقابل خوردن نبودتامشکل آب خوردن مردم حل بشه… کلی وعده اشتغال وعده وعده…آخرشم که کدخدارفت..شرکت هایی که به قول خودشون اومده بودن ایجاداشتغال کنن اونهام رفتن. وچقدرسرمایه که ازاین بی تدبیری هدر رفت…

رشته افکارم بایک جمله آخرش پاره شد.گفت:اونم اون بالانشسته هیچ کاری نمی کنه… 

دیگه تحملم تمام شد.وقاحت تاکجا؟تاقبلامقصردولت قبل بود.حالاهرمشکلی پیش میادمقصررهبریه؟ سعی کردم به اعصابم مسلط باشم. بااینکه توهین به رهبری خط قرمزم بود.امابایدیه بحث منطقی می کردم.شاید ازخواب خرگوشی بیدارمی شد.

گفتم: هی روزگار اف برتو،آدمی چقدرفراموش کارمی تونه باشه.نتیجه کارخودش روحاضرنیست بپذیره. بازهم دنبال مقصرمی گرده.چقدراین اوضاع منویاد مظلومیت مولاعلی(علیه السلام)میندازه. اون موقع که جماعت دنیاطلب بزور صلح بامعاویه رودرجنگ صفین به امام قالب کردن.حتی نماینده امام که مالک اشتر بود روقبول نداشتن یه آدم ساده لوح رونماینده کردن. که فریب خورد.بعدکه عمروعاص حیله کرد و معاویه روخلیفه اعلام کرد.دیدن معاویه کسی نیست که به وعده هاش عمل کنه.اون همه وعده کشک. دوباره اومدن سراغ امام وبرعلیه ایشون شعاردادن وگفتن علی (علیه السلام)نبایدقبول می کرد.اوهم به اندازه ماخطاکرده بایدتوبه کنه وبعدماجرای خوارج پیش اومد…ای کاش ازتاریخ درس بگیریم. ونتیجه اشتباهاتمون روبپذیریم.معاویه ازجهل سیاسی مردم زمانش استفاده کرد. ومولا تازمانیکه مردم به بینش کافی نرسیده بودندکاری نتونست انجام بده.امام که معصوم بودبخاطرجهل مردمش خیلی وقت هاوادار می شدسکوت کنه. چه برسه به الان! از رهبر انتظار داری شق القمرکنه؟ وظایف وحدود اختیارات رهبر رودرقانون اساسی خوندی؟ 

بذاربرات یه مثال بزنم.یه کشتی رودرنظربگیر.که توی طوفان گیرمی کنه.هرچی ناخدامیگه مااگرمتحد باشیم می تونیم این طوفان روپشت سربذاریم.کافیه هرکس درهرمنصبی هست کارش رودرست انجام بده. اما مسئولین کشتی هرکدوم سازخودشون روکوک می کنن.هرکدوم میرن یه طرف کشتی می شینن وبجای اینکه به مشکلات وبحران هایی که بخاطرطوفان به بدنه کشتی واردشده رسیدگی کنند.هرکدوم تیشه برمیدارن وبه بدن کشتی می کوبن بلکه ازاون برای خودشون قایقی درست کنندوخودشون رونجات بدن.مردم عادی هم فکرمی کننداگرقایق ساخته بشه اونهاروهم نجات میدن.بنابراین شروع به تشویق می کنن وکف وسوت می زنن.انقدرصدا بالامیره که دیگه کسی صدای ناخدا رونمی شنوه.هرکس مشغول کار خودش وجناح خودشه. عاقبت همه باهم غرق می شن وهیچ چیزبراشون باقی نمی مونه.

مشکلات هست.منکرنیستیم. اما این مشکلات فقط مختص ایران نیست خیلی ازکشورهای اروپایی که تحریم هم نبودن ودوست آمریکاهستن مشکلات اقتصادی دارن.توصیه می کنم این مقاله روبخونی👇

🔰بزن رومتن🔰

بنابراین مشکل اساسی ماتحریم نیست.ما۴۰سال تحریم بودیم وباهمین حال به👈 رتبه تک رقمی درعلم نانو رسیدیم.👉

این یعنی اگرماطبق فرمایش آقابه نیروی داخلی اتکا داشته باشیم نه اینکه چشمون به کدخداباشه. قطعادر این پیچ اقتصادی به سلامت مسیر روطی می کنیم. بهترین نخبه هارودرزمینه های مختلف علمی داریم. نمونه اش هسته ای،دانشمندان مادرتلاش بودن از انرژی هسته ای تولیدآب شیرین کنن تاایران مشکلات خشک سالی وبی آبیش حل بشه.

اما افسوس که نذاشتندو اسامیشون دراختیاراجنبی قرارگرفت وهمشون پرپرشدند.امروزهم که علی برکت الله کلا هسته ای روبتن کردند.اگربازهم ورود آقانبود درباره هسته ای معلوم نبودچه بلایی سراین صنعت میارن. کاش توانتخاب هامون دقت می کردیم.کاش نتیجه انتخاب غلطمون روکه دامن خیلی هاروگرفته قبول می کردیم.وبجای اینهمه سنگ اندازی لااقل قدمی برمی داشتیم تااین بحران هم رفع بشه. نه اینکه فقط به فکرجیب خودمون باشیم مثل اهل کشتی هرکسی سعی کنه ازبدنه کشتی برای خودش قایقی بسازه…

اگرکشتی غرق بشه طوفان به قایق هارحم نمی کنه. همانطورکه معاویه به وعده هاش عمل نکرد. همونطور که خوراج روسیاه تاریخ شدن… نکنه آیندگان ماروبه خاطراین همه جهل سیاسی شماتت کنند.نکنه روزی برسه که رومون نشه توچشم امام زمان (عج) نگاه کنیم اونهم بخاطراینکه سفیرش روتنهاگذاشتیم. نکنه عاقبتمون مثل مردم کوفه بشه.

این روزها این دعاروزیادبخونیم: 

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک .ای خدا، ای بخشنده، ای بخشایشگر، ای کسی که قلبها را دگرگون می سازی! قلب مرا بر دینت پایدار فرما . 

بحارالانوار، ج 92، ص 326 

ابراهیم بت شکنم آرزوست!!

دلم که تنگ می شود.قلم دردستم می لرزدوبی اختیار واژه هارا به صف می کند.دیگرنظم واژه هادردست من نیست. تمام واژه هایم لبریزازحس باتوبودن می شوندومی خواهندحس باتوماندن رابه تصویربکشند. دیگرمن معناپیدانمی کندوتمام من در وجودتوحل می شود.گویی اصلا منی درکارنبوده! 

آن زمان هاکه فقط من بودم ومن های دور وبرم،و جایی برای تونبود.نمی دانستم آنچه که در درونم کمبودش رااحساس می کنم جای خالی توست!! چنان سرگرم وبازیچه هوای نفس بودم که گذرزمان برایم معنا نداشت.همچون کودکی که خودرابابازی وانواع خوراکی های خوشمزه سرگرم می کندوآغوش گرم مادر را از یادمی برد؛به طوری که حتی احساس نیازبه مادر هم نداردمگرزمانیکه زمین بخوردیادرحین بازی به مدافعی نیازداشته باشد. به راستی که من همان کودکم.وهربارزمین خوردم به یادت افتادم وهربارکه حقی ازمن ضایع شد تو را خواندم.وافسوس زمانی که غرق نعمت بودم آنطورکه شایسته توست، تو را نخواستم ونشناختم.

لحظه ای رابه یاددارم که صدایم کردی ودرگوشم اینچنین خواندی:أَلَمْ یأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکرِ اَللّٰهِ…(۱۶_حدید)آیا وقت آن نرسیده است که دل های مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حقّ نازل کرده است خاشع گردد؟! 

شنیدن همان ولرزیدن همان. ازخودمدام پرسیدم چرا؟توکه ازمادربه من مهربان تربودی واز رگ گردن به من نزدیک تر! پس چرامن اینگونه ناسپاسم؟! خودت عنایتی کن دیگر زورم به خودم نمی رسد.دل تنگم ودرحسرت عشق بازی باتو درهنگام نماز! امانمازهایم هم این روزها بوی عشق نمی دهند.حواسم پرت است. پرت ظواهری که مارخوش خط وخال(دنیا) به تن کرده درمقابل چشمانم رژه می رود. وچشمانم مسخ اومی شود.گوش هایم عادت کرده به شنیدن خبرهای ناگوار،دیگرخودم نیستم.چشمم آنچه رامی بیندکه اومی خواهدودلم سرگرم غیرتومی شود. واین درد این روزهای ماست. در این روزگارکه هرکسی تورا آنطورکه می خواهد تعبیرمی کند.نه آنطورکه هستی! چگونه می توان نفس کشید. جماعتی قارون صفت می خواهندبازر وسیم برای دیگران جای تورا پرکندوادعای خدایی می کنند. و عده ای ساده لوح باورمی کنند وتاکمر درمقابلشان خم می شود. اینجاهمه چیزدرهم است. ابراهیم بت شکنم آرزوست تابت جهل بشکندومردمان دیارمارابیدارکند. 

جرعه ای هوابرای تنفس می خواهم. می شوددستم بگیری وبلندم کنی؟! نگذاربیش ازاین شرمنده ات شوم. کوله بارم به لحظه سنگین ترمی شود. درآستانه ماه خودسازی وبندگی قرارداریم.ماه پربرکت ذی الحجه وخیلی هابارسفربه قصدزیارتت بسته اند.ومن وامثال من که دست وپایمان بسته است وهنوزغنی نشدیم،طبق معمول ازاین صف جاماندیده ایم. ای کاش  لااقل می توانستیم بت نفس رابشکنیم. وباپای چشم به قصد طواف دل که جایگاه توست لباس احرام بپوشیم. وفریادبزنیم اللهم لبیک، خدایامنوبپذیر… ای کاش انقدرغنی بودیم که این حج قسمتمان می شد. ای کاش توازمابپذیری ونام مارا جزحاجیان امسال بنویسی. ای کاش مولایم صدایم رابشنودوبه قصد اجابت دعایم آمین بگوید…

✍به قلم طوفان واژه ها

به مناسبت فرارسیدن ایام پرفیض ذی الحجه

منوحرم آقا

ساک سفربستم به قصدمشهدالرضا،صدای کبوترهای همسایه توجه ام راجلب کرد.پنجره رابازکردم.چشمم خورد به کبوتری سفیدباخال های قهوه ای،وچشمانی گردودرشت. 

مهرش عجیب به دلم نشست.دیدنش مرابه یاد کبوتران حرم انداخت.خطاب به اوگفتم: هان ای کبوتر، توچرابی تابی؟! توکه پرپرواز داری توچرا ازوصل یار محرومی؟!! دلت می خواهددراین سفرهمراه من باشی؟!! 

درپوست خودنمی گنجیدم.لحن کلامم بااو سرشار ازشوق دیداریاربود.گویی می خواستم رفتن خودم رابه رخش بکشم😥مثلامن طلبیده شدم وتوکه پرپرواز داشتی ماندگارشدی!! 

چشم درچشمانم دوخته بود.یک لحظه احساس کردم اشکی ازگوشه چشمش چکید.وسرش رادربالهایش فروبرد.دلم لرزید،نکندازحرفم رنجیده باشد. 

وقت نداشتم بیشتربااوبگذرانم.بایدبه کارهایم می رسیدم پنجره رابستم،وبه سراغ ساکم رفتم.هرچه راکه فکرمی کردم درسفرنیازدارم برداشتم.وساعتی بعد سوارماشین شده خودرابه ترمینال رساندم.انقدرشوق زیارت مولاراداشتم که متوجه نبودم چطورمسیر راطی کردم.

بعدازطی کردن کیلومترها وساعت هابلاخره به دیار یار رسیدیم.شوق زیارت اجازه نداد اول به هتل بروم. باخودگفتم: میرم سلامی عرض می کنم وروحی چاق می کنم وبعدبرمی گردم هتل خستگی درمی کنم.

ساکم رابه امانت هتل سپردم وراهی حرم شدم. باوجوداینکه ازهتل تاحرم راهی نبودولی برای من که درشوق زیارت مولامی سوختم فرسنگ هابه حساب می آمد.قدم هاراتندترکره بلکه این مسیرسریع تر تمام شود ومن به آغوش گرم مولایم پناهنده شوم.

مدتی بعد ازبست شیخ طوسی روبه روی حرم ایستادم وازطرف تمام کسانی که نائب الزیاره شان بودم.خدمت آقاسلام کردم.اذن ورود خواستم ودرحالی که به پهنای صورت اشک می ریختم ودعای اذن ورود رامی خواندم صدای بال زدن کبوتری توجه ام راجلب کرد.

سری چرخاندم چیزی ندیدم.دلم می خواست کبوترحرم آقایم راببینم وبرایش دانه بریزم وبخواهم نزدمولابرایم دعاکند.درهمین افکاربودم که کبوتری سفیدباخال هایی قهوه ای روی پرش وچشمی گرد ودرشت جلوی پایم نشست.

چشم درچشمانم دوخت.نگاهش آشنابود.ناگهان فکری به سرم زدولی بعیدبود.یعنی اوکبوترهمسایه مابود؟!مگرمی شود؟! چطورخودرا به اینجارسانده؟!! کبوترشروع به قدم زدن کردچندقدمی برداشت و پر کشید سوی گنبدطلایی آقا.باچشمانم اورادنبال می کردم. باورش سخت بود.اما او آمده بود.حسی در درونم می گفت خودش است.نگاهش قدم زدنش وپرکشیدنش به سوی گنبدطلایی مولا،فقط یک حرف داشت.وآنهم اینکه برای رسیدن به کوی دوست دوبال پرواز وکمی همت کافی است.چیزی که من نداشتم😥 انقدر درزندگی شخصی وفراز ونشیبش غرق بودم که بال پروازی برایم نمانده بود. پاهایم سست شد.به حالش غبطه خوردم ازاینکه او کبوترحرم مولاشده ومن هنوزکبوتردلم بال پرواز ندارد.

درهمان حال،به حال زار خودمی نالیدم که ناگهان باصدای تلفن همراهم به خودآمدم.وای خدای من خبری ازحرم نبود،ومن کنج اتاقم درحالی که عکس حرم آقارا دردست گرفتم چشمانم سنگین شده بود. تلفن یک بند زنگ می خورد.ومن ناراحت ازدست تماس گیرنده.ای کاش کمی دیرتر زنگ می زد.تا لااقل یک دل سیر زیارت می کردم.آن هایی که این روزها هوای حرم دارند.حالم رابهترمیفهمند. بدنم سست شده بود.فکراینکه کبوترهمسایه به جمع کبوتران حرم پیوست ومن نه تنهاحرم نرفتم بلکه کنج خانه کز کرده بودم،عذابم می داد.

فردی که پشت خط بوددست بردارنبود.مدام تماس می گرفت.گوشی رابرداشتم. دوستم بود اولش کلی غرغرکرد وبعدگفت:یه خبرفوری دارم جواب فوری هم میخوام. 

کلافه بودم حوصله شوخی نداشتم.بابی حوصلگی گفتم:خواهشااذیت نکن امروز ازاون روزهاست که حوصله ندارم. گفت:مطمئنم باشنیدن حرفم حالت سرجاش میاد.کاروان ماجای خالی داره.دوروز دیگه میلادآقاست.اگرمیای باروبندیلت روببندعصری حرکت می کنیم.تاشب میلادحرم باشیم.نگران هزینه اش هم نباش.پرداخت شده.فقط بگومیای؟!!

نمی توانستم نفس بکشم.وای خدای من بهترین خبرعمرم بود.منو حرم،آنهم شب میلادآقاجانم. مگه می شدگفت:نه!! گفتم:باسرمیام.باجان ودل میام.مگه می شه آقام بطلبه ومن نیام.😥

درثانیه ساک سفربستم وعازم حرم مولاشدم.

درجوارملکوتی آقاعلی بن موسی الرضا(علیه السلام) دعاگوی شماهستم.

✍به قلم طوفان واژه ها

ماعقب،مانده ایم!!

 

گاهی خسته ازاتفاقات پیرامون دلت کنج خلوتی می خواهد.که قلم دردست بگیری وهرآنچه که ذهن طوفان زده ات دیده وضبط کرده رابه روی برگی از دفترپیاده کنی. هرکس چیزی راحواله ات کرده! حرفهایی که خودت هم باتمام وجودت لمسش کرده ای! توراکه می بینند درد دلشان تازه می شود.یکی ازگرانی می نالد ودیگری ازبیکاری جوانش بی تاب است… وتونه تنهابه حرفهایشان گوش جان می سپاری تمام آنچه می گویندمطالبه حق می پنداری.دلت می خواهدکاری کنی امانمیدانی بایدازکجاشروع کنی؟ لحظه ای درنگ می کنی.واژه هادرذهنت درجوش وخروشند.می خواهی طوری آن هارا برسطرهای دفترت بنشانی تابلکه دردی ازدرد،دردمندی دواشود. بلکه چاره ای پیداشود. ذهنت پرازسوال بی جواب است.چرابه اینجارسیدیم؟ آیااینجاآخرخط است؟مگرمی شودکشوری انقدرمنابع وذخایرطبیعی ونیروی کارداشته باشدامامردمش اینگونه درسختی باشند؟!آیاواقعاماعقب،مانده ایم!! (به این دولینک مراجعه کنید

ایران هفدهمین کشورثروت مندجهان ازلحاظ فروش تولیدناخالص

ایران چهارمین کشورثروتمندجهان درزمینه سوخت فسیلی🔴)

ازکجابه اینجارسیدیم؟! آیاتکیه کردن به تخصص متخصصین راه چاره بود؟! قطعااگردرانتخاب مدیران ارشد دقت بیشتری می شد امروزبه اینجانمی رسیدیم. کاری به این جناح وآن جناح ندارم همانطورکه شک ندارم یکسری دست های پنهان برای روی کارآمدن مدیرانی ناکارآمدودرنتیجه فلج کردن چرخه اقتصاد کشوردرمیان هست وبود.

ای کاش انقدرتخصص محورنبودیم!! یک متخصص می تواندلاییک باشداماتخصص داشته باشد.وجود اودرمحیط کارهمانقدرسم مهلک است که وجودعلف هرزدرکنارگل وگیاه خطرداردوباعث خشکی اش می شود. متاسفانه یک عده روغن فکرمی گویند بی خداست چه اشکالی دارد،کاربلداست.مگرمی خواهی درنمازبه اواقتداکنی!! کار رابه اوبسپار وتحویل بگیر😣(آنچنان که در دوران پهلوی بود.انواع متخصصین ازپزشک وپرستارومکانیک و..ازفرنگ داشتیم.باافکار وعقایدمختلف که هنوزکارگران قدیمی ماداستان هااز خاطراتشان می گویند😥)

 این بی خبران غافلنداز حال وروزنیروی کاری که زیر دست اومی سپارند.واینکه چه گندی به اعتقاد آنهازده خواهدشد. چه بسیارکارگرانی که درهمین محیط ها جوگیرشده وبه واسطه فشارهای مادی منکرخدا شدند.واین چنین می شودکه جامعه ازدین واعتقادات فاصله می گیردونمازخانه هاخالی ازبندگان می شود. الزام قانون ارجحیت دادن به نمازوبعدکار، وانواع کارفرهنگی دراین زمینه مانندآب درهاونگ کوبیدن است.خانه ازپای بست ویران است.بایددرانتخاب هادقت کرد.وزخم های چرکی رابافشردن ازچرک خالی نمود.درد دارد امابه سلامت بعدآن می ارزد…

ای کاش در پرورش متخصصین متعهدتلاش می کردیم. ای کاش انقدر جلوی پای جوانان متخصص ومتعهدمان سنگ اندازی نمی کردیم.ای کاش به دنبال شایسته سالاری بودیم درانتخاب مدیران.😎

ای کاش درمصاحبه هابه اسم جذب نخبه هاباپرسیدن سوالات بی پایه واساس جوان متخصص ومتعهدرا دست به سرنمی کردیم.و زیر سیبلی ژن های برترمان راجانمی زدیم.یابه اسم کارسپردن دست افرادی کاردان، مسندقدرت رابه دست مدیرانی فرسوده نمی سپاردیم. بلکه مسیررابرای نیروی کارجوان،متعهد، متخصص بازمی کردیم وراه راهموار تابسازندایرانی آبادترازگذشته!!  

اماافسوس که نکردیم وامروزدرحسرت یک کارجهادی وپرپیمان می سوزیم. کارجهادی که هم اقتصادمارا بچرخاند وهم نان راازسفره مردم دریغ نکند.

#تولیدی

✍#به_قلم_طوفان_واژه_ها

نامه ای به دخترم

زهرای من سلام خجسته روزمیلادبانوی عصمت وکرامت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)روبهت تبریک میگم 😍

امروزبه همین مناسبت برات چندخطی به یادگارمی نویسم که هروقت باسوادشدی این نامه چراغی برای انتخاب مسیرزندگیت باشه 😊

نورچشمم توزمانه ای زندگی می کنیم که خیلی هابرای نسل شمابرنامه های خطرناکی چیدن وکمرهمت به فاسدکردن نسل های آینده دارن پس همیشه باید شش دونگ حواست جمع باشه وهرحرفی روکه می شنوی بلافاصله باورنکنی 😏  هرسوالی که برات پیش اومدبرای رسیدن به جواب سوالت به سراغ متخصص اون رشته برووازپرسیدن ازاهل کوچه وبازاربپرهیز که این افرادهیچ وقت نه مشاوره خوبی هستن نه راهنمای مناسبی 😑  همونقدرکه به خوراکی های خوشمزه اهمیت میدی وهمه شون رومی شناسی 😬 بایدتوی خوراکی که به فکروذهنت میدی هم دقیق باشی چراکه خوراک اشتباه باعث مسمومیت ذهنت می شه همونطورکه مسمومیت غذایی آدم روازپادرمیاره پس مواظب خوراک فکرت هم باش 😊 

عزیزدلم هیچ فکرکردی چرافاصله بین میلادحضرت رضا(علیه السلام)وحضرت معصومه(سلام الله علیها) رودهه کرامت گفتن؟ چرا روزمیلادحضرت معصومه رو رودخترگذاشتن؟ الگوهایی که یه عده نمی خوان به عنوان الگوشناخته بشن وتواین راه کمرهمت بستن چه باشبهه آفرینی وجنجال قومیتی(عرب وعجم) ونژادپرستی واینکه ژن ماآریاییه و… این جماعت که ازاربابانشون خط می گیرن فقط قصدشون منحرف کردن ذهن شماونسل آینده است تادینتون رو خوب نشناسید 😒  اونهاترس ازانتشاراسلام دارن اونهاازاسلام به عنوان دین برتروکاملترمی ترسن بخاطرهمینه که باانتشاراین اراجیف می خوان مانع گسترش اسلام حقیقی بشن ودرعوض اسلام لیبرالی وانگلیسی روترویج می کنن والگوهای غربی روبولدمی کنن تادختران این سرزمین روبه فسادبکشندوبه همین نسبت مردان هم به فساد کشیده خواهندشدهمون ترفندی که برای مسلمونهای آندولس چیدن 😥 

میوه دلم مراقب این حرفهای به ظاهرقشنگ باش که به اسم آزادی وحقوق بشرترویج بی بندوباری وهرزگی می کنن کدوم حقوق بشر؟وقتی زن تبدیل می شه به کالایی برای فروش بهتر اجناس !!! 😨  حقوق بشر روچطورمعنامی کنن وقتی زنان روتبدیل می کنن به مانکن هایی توخیابون باعرضه تن و نابودی کانون خانواده حق زن دیگر روپایمال می کنن وباعث دلسردی زوجین می شن ودرنهایت آمارفسادو طلاق روبالامی ببرن واسم این رفتارشون رومیذارن آزادی وکمپین حمایت ازحقوق زنان تشکیل میدن 😎  این وسط بیشترازمردان این زنان هستن که آسیب می بینن جنس زن ومردباهم فرق می کنه زن به دنبال تصاحب قلب مرد ومردبه دنبال تصاحب جسم زن هست واین روخداوندقرارداده تااین دودرکنارهم ودرکانون خانواده آروم بگیرن نه برای ارضای دسته جمعی این حرفهاوکمپین هاولبخندهای زورکی که ماخیلی شادیم چون آزادی داریم همش فریبه 🙄  حواست باشه این فریبکاران سگ دست آموزنظام سرمایه داری هستن وهرچه میگن ومی کنن فقط بخاطراینکه برندهای بیشتری فروش بره وپولش به حساب پروتکل های سرمایه داری ریخته بشه 😞 بخاطرهمینکه تریبون دارهاوکسانیکه رسانه دارن تمام تلاششون رومی کنن تامردم روهرچه بیشترباظواهر سرمایه داری سرگرم کنن 😩  که اگراین اتفاق بیفته ومردم سرگرم این حواشی بشن کمتربه عملکردسران کشورتوجه می کنن واونهامی تونن به چپاول بیشترشون ازبیت المال ادامه بدن 🤐 

نازنین من نمونه بارزیک دختریعنی حضرت معصومه (سلام الله علیها)دختری که درعلم وکمالات بی نظیربود ودردفاع ازولی زمانش ازشهرخودش به قصدمشهد هجرت کرد ودراین مسیربه روشنگری علیه خاندان فاسدعباسی پرداخت (نمونه بارز#آتش_به_اختیار) 👊

زهرای من ازتومی خوام توهم باشناخت درست ازدین وارزش های وجودیت راهی روانتخاب کنی که مایه عزتت دردنیاوآخرت باشه وبدون هیچ وقت ارزش زن به عرضه جسم وزیبایی تن به چشمان نامحرم نیست وهمه این به به وچه چه هاروزی تموم می شه وکامنت هاولایک هاانقضاشون می گذره وتومی مونی ویک دنیاحسرت واینکه چراعمرووقتت روصرف کاری نکردی که لااقل ماندگارباشه 🤔  رمزماندگاربودن درست زندگی کردنه ودرست زندگی کردن به معنای به هرقیمت زندگی کردن نیست چون این دنیاارزش این رونداره که ماآدم هابرای این زندگی چندروزه تن به هرخفتی بدیم 🤐  نگاه کن به اون کسی که بخاطرسیرکردن شکمش تن به خفت میده ویه عده اسمش روازهرزگی به کاسبکاران جنسی تغییرمیدن وسعی می کنن براشون حقوق شهروندی درنظربگیرن به نوع زندگیشون نگاه کن وعبرت بگیر 😰 ولی درکنارش نگاهی هم بندازبه اون بانویی که از سرغیرت برای سیرکردن شکم خودش وبچه هاش تن به کارگری میده ولی تن به ذلت نمیده 👏 وهمونهاکه برای گروه اول کف ودست وسوت می زنن وحقوق شهروندی براشون قائلن برای گروه دوم درحدحقوق کمیته امدادویارانه و…درنظرمی گیرن 😭 

اینه معنای توطئه وفریبکاری وسرگرم کردن مردم به فسادوبی بندوباری ودرکنارش چپاول سرمایه های کشور 😐 مواظب دلالان وسرمایه داران ومرفهین بی دردباش وهرگزحسرت زندگی اونهارونخور چه فرعون هاوقارون هایی که نتیجه یک عمرجمع کردن زروزیورکه باخاک یکسان شدن وچه عالمان بزرگی که یک عمرازمردم دستگیری کردن وساده زندگی کردندومردمی بودن وهنوزبعدازمدتهاازنبودشون میگذره ولی ماندگارن 😍 مهربونم حرف زیاده ووقت کم منوبابایی برات آرزوی بهترین هاروداریم ان شاءالله طوری زندگی کنی که ثمره عمرت لبخندرضایت به صورت مولامون حضرت مهدی(عج)بشونه ومایه افتخارمنوبابایی باشی 😍 درپناه خداباشی

#آتش_به_اختیار #نامه_ای_به_دخترم #مرفهین_بی_درد #کاسبکاران #سرمایه_خواران #میلاد_حضرت_معصومه_سلام_الله_ علیهامبارک 🌷 🌷 🌷 🌷 🌷

 

 
اربعین