می خوانم به شکرانه بازگشتم.

✍به قلم طوفان واژه ها

می گویم:چگونه بپذیرم رفتنت رادرحالی که می دانی چه داغی بردلم می ماند.چرانگاه پراز التماسم تورااز رفتن بازنمی دارد؟!!توکه انقدر سنگ دل نبودی چرابا دیدن حال زارم دلت رحم نمی آیدوقدری بیشتردرنزدم نمی مانی؟!!!

می گویی:من که تنهانمی روم توراباخودخواهم برد.

شنیدن این جمله چنان آرامشی به روح وروانم بخشید ناگفتنی…قدری آرامترشدم.پرسیدم مرابه کجامی بری؟!!!

می گویی:به عید.

می گویم:کدام عید؟!!نکندهمان عیدی که آمدنش پایان توست؟!!

می گویی:بله.

این بارجوابت وجودم راآتش زد.گفتم: مراوعده نغمه وشادی می دهی درحالی که دیگرخودت راندارم؟!!!چگونه عیدرابی توبپذیرم؟!!

می گویی:عیدازمن است ومن ازعیدهستم. در این یک ماه به تو تمرین های مختلف دادم. سختی های زیادی متحمل شدی تابلاخره در روزعیدفطر به فطرت وسرشتت بازگردی!!!  که همان فطرت توحیدی است. یعنی بازگشت به خویشتن اصیل و حقیقی که همان خدا است، چرا که 《من عرف نفسه عرف ربه》.

من یک ماه توراهمراهی کردم تادستت رادردست پروردگارت بسپارم.وجودی رابه وجودت گره بزنم که بیش ازهمه مشتاق توست.ازرگ گردن به تونزدیک تروازمادربه تومهربانتراست.

توباواردشدن به عیدمراازدست نخواهی داد،بلکه من دربندبندوجودت جای خواهم گرفت.همچنان که دراین یک ماه بانواهای سحروباابوحمزه وجودت رابه پروردگارعالم گره زدم وبانجواهای عاشقانه افتتاح وجودت رافتح کردم.

من باتوهستم تاهرزمان که بخواهی.پس به شکرانه بازگشت به فطرتت بخوان.ومن درحالی که اشک شوق داشتن چنین پروردگاری درچشمانم حلقه زده می خوانم.

اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ

خدایا اى اهل بزرگى و عظمت و اى شایسته بخشش و قدرت و سلطنت و اى شایسته عفو

وَالرَّحْمَةِ وَاَهْلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَةِ اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذى

و رحمت و اى شایسته تقوى و آمرزش از تو خواهم به حق این روزى که

جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ذُخْراً [وَشَرَفاً]

قرارش دادى براى مسلمانان عید و براى محمد صلى الله علیه و آله ذخیره و شرف

وَ کرامتا وَمَزِیْداً اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُدْخِلَنى فى کُلِّ خَیْرٍ

و فزونى مقام که درود فرستى بر محمد و آل محمد و درآورى مرا در هر خیرى که

اَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنى مِنْ کُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ

درآوردى در آن خیر محمد و آل محمد را و برونم آرى از هر بدى و شرى که برون آوردى

مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ

از آن محمد و آل محمد را – که درودهاى تو بر او و بر ایشان باد – خدایا از تو خواهم

خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ وَاَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْه ُعِبادُکَ الْصّالِحُونَ

بهترین چیزى را که درخواست کردند از تو بندگان شایسته ات و پناه برم به تو از آنچه پناه بردند از آن بندگان شایسته ات.

ومن  خواندم به شکرانه وجودپروردگاری که باتمام بدی هایم مراپذیرفت وراه بازگشت به سوی خودش رانشانم داد.

الهی به حق محمدوآل محمدراه بازگشت به سوی خودت رابه همگان نشان بده تانباشدبنده ای که بافطرعیدنکند.

  • 5 stars
    نظر از: عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن
    1397/03/27 @ 01:07:21 ب.ظ

    عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن [عضو] 

    قربونت بشم الحق که طوفان واژه های :))
    یه پیشنهاد دست نوشته های خودت برای این وبلاگ باشه یه وبلاگ دیگه بزن برای مطالبی که از جاهای دیگه هست. اشتباه نکنم یه سری از مطلبای این وبلاگ برا خودت نیست درسته :))
    آخه مطالبت با بقیه هی قاطی میشن منم میام اینجا فقط می خوام نوشته های خودت رو بخوووووونم :))

  • 5 stars
    نظر از: كوثر
    1397/03/24 @ 01:19:02 ق.ظ

    كوثر [عضو] 

    احسنت
    میگم عکستونو کوچیک کنید تا جلوه بهتری داشته باشه

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.
عبارت تصویر را بازنویسی نمائید. (غیرحساس به حروف کوچک و بزرگ)